تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ميدانستم و شنيده بودم كه اين مردمان را هرگز نميتوان بچنگ آورد . از وقتى كه باينجا آمده‌ام از اينكه مىبينم آنان ما را چنين بازى ميدهند « 1 » اطلاع بيشتر و كامل‌ترى از اين موضوع بدست آورده‌ام . با اين ترتيب ، اكنون من عقيده دارم كه همين كه شب فرا رسيد چراغ‌هاى خود را طبق معمول روشن كنيم ، براى سربازانى كه ضعف بيشترى در مقابل تحمل خستگى و سختىها دارند مطالبى فريبنده نقل كنيم ، تمام خرها را به يكديگر زنجير كنيم و قبل از اينكه سكاها براى قطع پل بسوى ايستروس نيز حركت كنند و يا آنكه يونىها تصميمى كه موجب تباهى ما شود اتخاذ كنند ، مراجعت كنيم . » 135 - چنين بود عقيده گوبارو . و بعد از آن ، همين كه شب فرا رسيد داريوش باجراى اين نظر پرداخت . افراد خسته و كسانى را كه از دست دادن آنان چندان مهم نبود در اردو و در همان محل باقى گذاردند خرها را به يكديگر بستند و آنها را نيز در آن محل گذاردند . اين اشخاص را با خرها در آن محل گذاردند تا خرها عرعر كنند « 2 » ؛ افراد عليل را نيز به علت ناتوانى در آن محل گذاردند . بهانه كار اين بود كه داريوش قصد دارد با كسانى كه از ميان سپاه برگزيده است به سكاها حمله برد و كسانى كه ميمانند آنها بايد در غياب او دفاع اردو را به عهده بگيرند همين كه اين اوامر به كسانى كه در عقب مانده بودند داده شد و آتش‌ها مشتعل گرديد ، داريوش با شتاب بسوى ايستروس حركت كرد . خرها كه از عمده سپاه جدا شده بودند سروصداى بيشترى راه انداختند
هامش
( 1 ) - باحتمال زياد مقصود گوبارو اشاره به جنگ و گريز سكاها بوده است كه پيوسته آتش اميد را در قلب پارس‌ها فروزان نگاهميداشت ولى عملا و سرانجام موجب ضعف و فتور كامل و سرگردانى آنان در دشت‌هاى وسيع آن سرزمين ميگرديد . تصور نميرود مقصود سردار پارسى از « بازى دادن » سكاها اشاره به حادثه تعاقب خرگوش باشد كه در همان روز اتفاق افتاده بود ، چه خود او هم مدعى بود كه « از وقتى كه باينجا رسيده بود » اطلاع او در اين باره كامل‌تر و بهتر شده بود نه از لحظه‌اى كه حادثه فرار خرگوش اتفاق افتاده بود . ( 2 ) - و دشمن با شنيدن صداى آنها تصور كند كه پارس‌ها در محل مانده‌اند . در حقيقت اين اقدام پارس‌ها باصطلاح امروز نوعى استتار نظامى بوده است تا دشمن نتواند به زودى از عقب‌نشينى عمده سپاه پارس مطلع شود و داريوش و همراهان بتوانند قبل از اينكه سكاها از فرار آنها مطلع شوند از پل رود دانوب كه يونىها آن را محافظت ميكردند عبور كنند .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 173 | هرودت / هادى هدايتى