تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
من چنين است كه شرح مىدهم : تا اين زمان هرگز در برابر هيچكس از ترس نگريخته‌ام و امروز هم كه از برابر تو ميگريزم مانند گذشته از ترس نيست . آنچه من امروز انجام مىدهم چيزى بيش از آنچه معمولا در زمان صلح انجام مىدهم نيست . اما اينكه چرا در ميدان جنك با تو مصاف نميدهم اكنون علت آن را برايت شرح مىدهم : ما نه شهرى داريم كه شما تصرف كنيد و نه باغ و بوستانى داريم كه از ويرانى آن بيم داشته باشيم تا در مقام مبارزه با شما برآئيم . اما اگر با اين حال مايليد كه هرچه زودتر و بطور قطع با ما مصاف دهيد ، مقبره‌هاى پدران ما موجود است ، آنها را بيابيد و ويران كنيد . آنگاه خواهيد ديد كه ما براى اين قبرها با شما مصاف خواهيم داد يا از كارزار خوددارى خواهيم كرد . ما تا آن زمان با تو نبرد نخواهيم كرد مگر اينكه اراده‌مان بر آن قرار گيرد . اين بود پاسخ پيغام تو درباره جنك . درباره سرور ما ، غير از زوس « 1 » كه جد منست و هستيا « 2 » كه ملكه سكاها است سرورى ندارم اما در مورد آب و خاك ، بجاى آنكه آب و خاك هديه كنم ، هدايائى در خور تو خواهم فرستاد . و براى اينكه اين ادعاى ترا كه خود را سرور من ميدانى پاداش دهم در جواب ميگويم : برو و زارى كن « 3 » . اينست جوابى كه سكاها به تو ميدهند . » 128 - پس از آنكه رسول با اين پيام بجانب داريوش حركت كرد ، پادشاهان سكاها كه از شنيدن كلمات بردگى و انقياد سخت بخشم آمده بودند ، قسمتى از قواى خود را كه با سورومات‌ها مشترك بود و سكوپازيس « 4 » بر آن فرماندهى داشت مأمور كردند كه با يونانىهائى كه از پل ايستروس محافظت ميكردند مذاكره كنند . كسانى هم كه در عقب مانده بودند تصميم گرفتند ديگر پارس‌ها را براه‌پيمائى نكشانند بلكه هر موقع
هامش
( 1 ) - زوس( Zeus )يا ژوپيتر خداى خدايان در يونان باستان - يونانيان معمولا نام خدايان ديگر ملل را نيز با نام خدايان خود تطبيق ميداده‌اند و در هرحال منظور پادشاه سكاها خداى آنان است نه آنطور كه هردوت نوشته خداى يونانيان كه در سرزمين سكاها مورد پرستش نبوده است - مولف خود درباره عدم آشنائى سكاها با خدايان يونانيان و مخالفت آنان با مراسم مذهبى معمول در يونان در همين كتاب بسط سخن داده است . ( 2 ) -Hestia( 3 ) - اصطلاح خفت‌آورى كه سكاها براى دشمنان خود به كار ميبرده‌اند . ( 4 ) -Scopasis