116 - جوانان با اين خواسته آنان نيز موافقت كردند . پس آنان از تانائيس گذشتند و بفاصله سه روز راه از اين رود در جهت مشرق پيشرفتند و پس از آن بفاصله سه روز راه از پالوس مايوتيس بسوى شمال « 1 » رفتند و همين كه به منطقهاى كه در حال حاضر در آن اقامت دارند رسيدند آن را محل سكونت خود قرار دادند . از آن زمان ببعد زنان سورومات بطريق قديمى و اجدادى خود زندگى ميكنند ، به اين معنى كه بر اسب سوار ميشوند و با شوهران خود ، يا بىآنها ، به شكار ميپردازند ، بجنك ميروند ، و از همان لباسى را بتن ميكنند كه مردان بتن دارند .
117 - سوروماتها زبان سكاها را به كار مىبرند و از قديمترين ايام اين زبان را بطور ناقص و غلط به كار مىبندند . علت آنست كه زنان آمازون اين زبان را بطور كامل نياموخته بودند . و اما رسم ازدواج بين آنان چنين است كه نقل ميكنم : هيچ دخترى قبل از آنكه دشمنى را بقتل رساند ازدواج نميكند . بعضى از آنها ميميرند و حتى در عين پيرى ميميرند بىآنكه قبلا موفق باجراى اين مراسم گردند .
118 - فرستادگان سكاها در اجتماع پادشاهان اقوامى كه به آنها اشاره شد حاضر شدند و در خطابهاى كه ايراد كردند شرح دادند كه چگونه آن پارسى « 2 » در قاره ديگر همه را مطيع خود كرده و پلى بر روى تنگه به سفر افكنده و بقاره آنها قدم گذارده است « 3 » و بعد از عبور از تنگه و مطيع كردن مردمان تراكيه مشغول احداث پلى ديگر بر روى رود ايستروس مىباشد ، تا سراسر اين سرزمين را نيز مطيع خود گرداند . « پس نبايد شما حاضر شويد كه در كنار صحنه نبرد بيكار بمانيد و با بيقيدى ناظر فناى ما باشيد . بايد همه باهم يك فكر و يك زبان باستقبال دشمن بشتابيم . اگر
هامش
( 1 ) - از اين محل كه اولين مرحله مهاجرت آنها محسوب ميشد ، اين جوانان سكائى و بازماندگان آنها در سراسر مناطقى كه مؤلف در بند 21 همين كتاب به آن اشاره مىكند پراكنده شدند .
( 2 ) - مقصود ، داريوش پادشاه هخامنشى است .
( 3 ) - درباره شباهت قسمتهائى از اين خطابه و جواب پادشاهان با قسمتهائى از كتاب هشتم و نهم رجوع شود به توضيح خارج از متن درباره قسمت اول از كتاب چهارم هردوت - همين كتاب - صفحه 59