باتفاق آراء به سكاها وعدهء مساعدت دادند ؛ اما پادشاهان آگاتيرسها « 1 » و نورها « 2 » و آدمخواران و همچنين پادشاهان ملانكلنها « 3 » و تورها « 4 » به آنها چنين پاسخ دادند :
« اگر ابتكار اهانت به پارشها و شروع جنك با شما نبود و شما قبلا چنين نكرده بوديد آنچه اكنون از ما ميخواهيد بجا بود و ما به حرف شما گوش ميداديم و با شما همدرد ميشديم . اما در عمل اين شما بوديد كه سرزمين پارسها را تصرف كرديد و بىدخالت ما در سراسر مدتى كه خداوند با شما همراه بود سلطه خود را بر آنها تحميل كرديد . و اكنون كه همان خدا آنان را بر ضد شما برانگيخته است ، آنان با شما همان روشى را در پيش گرفتهاند كه شما با آنان در پيش گرفته بوديد . ولى ما ، نه در آن زمان آسيبى به آنان وارد كرديم ، و نه امروز حاضريم قبل از آنها تعرض كنيم . اگر پادشاه پارس به سرزمين ما نيز حمله كند و ابتكار تعرض با او باشد ما نيز بدفع او خواهيم پرداخت . اما تا موقعى كه چنين چيزى به چشم نديدهايم در خانه ميمانيم ، زيرا ما تصور نميكنيم كه پارسها بجنگ ما آمده باشند ، بلكه بجنگ كسانى آمدهاند كه اول بار به آنان آسيب رسانيدهاند . »
120 - وقتى اين جواب را براى سكاها بردند و آنان از آن باخبر شدند و دانستند كه اين اقوام حاضر نيستند با آنان متحد شوند تصميم گرفتند كه هيچگونه جنك واقعى و آشكار با پارسها نكنند بلكه با جنك و گريز تدريجا عقبنشينى كنند و در همين حال به دو دسته تقسيم شوند : دستهاى چاهها و چشمههائى را كه از كنار آن ميگذرند پر كنند و دستهاى ديگر گياهانى را كه بر سطح خاك روئيده است از ميان بردارند . همچنين قرار شد سوروماتها به قواى يكى از نواحى اين سرزمين كه پادشاه آن سكوپازيس « 5 » بود ملحق شوند و اگر پادشاه پارس به آن سو روآورد آن سپاه در برابر او عقبنشينى كند
هامش
( 1 ) -( Agathyrses )- درباره اين قوم رجوع شود به يادداشت ذيل بند 100 همين كتاب .
( 2 ) -( Neures )- درباره اين قوم رجوع شود به يادداشت ذيل بند 100 همين كتاب
( 3 ) -( Melanclaines )- يادداشت ذيل بند 107 همين كتاب
( 4 ) -Taures( 5 ) -Scopasis