تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
آمازون آشنائى نداشتند و با حيرت و تعجب در فكر بودند كه اين زنان از كجا آمده‌اند . آنان اين زنان را مردانى هم‌سن « 1 » تصور كردند و با آنان بجنگ پرداختند . اما وقتى پس از پايان نبرد چند جنازه از آنها بدست آوردند متوجه شدند كه سروكارشان با زنان بوده است . پس باهم بمشورت پرداختند و تصميم گرفتند كه ديگر به هيچ قيمت آنان را نكشند و بتعداد آنان از جوان‌ترين مردان خود انتخاب كنند و بنزد آنان بفرستند . قرار بر اين شد كه اين جوانان در نزديكى آنان اردو زنند و هر آنچه آن زنان ميكنند انجام دهند و اگر زنان به آنان حمله كردند بىآنكه جنگ كنند بگريزند ، ما اگر دست از جنگ كشيدند بنزد آنان روند و در كنار آنان اردو زنند . سكاها چنين تصميم گرفتند ، زيرا مايل بودند كه از آن زنان اطفالى به دنيا آيد . 112 - جوانانى كه با اين تعليمات فرستاده شدند ، دستورهائى را كه به آنها داده شده بود اجرا كردند . وقتى زنان آمازون متوجه شدند كه اين جوانان براى آسيب رساندن به آنان نيامده‌اند آنان را راحت گذاردند و از آن پس هر روز يكى از چادرها با يكى از چادرهاى طرف ديگر نزديك ميشد . جوانان سكائى و زنان آمازون غير از اسب و اسلحه چيزى نداشتند و آن جوانان نيز مانند زنان آمازون از شكار زندگى ميكردند « 2 » . 113 - در اواسط روز زنان آمازون چنين ميكردند كه شرح مىدهم : آنان براى رفع حاجت يك‌بيك و دوبدو پراكنده ميشدند و به گوشه‌وكنار و دور از يكديگر ميرفتند . سكاها متوجه اين امر شدند و از آنها تقليد كردند . يكى از آنان بيكى از زنان آمازون نزديك شد . آن زن او را از خود نراند و به او اجازه داد تا از وجودش لذت برد . و چون قادر به سخن گفتن با آن جوان نبود ( زيرا آنان زبان يكديگر را نمىدانستند ) با اشاره دست به او حالى كرد كه فردا نيز به همان محل بيايد و يكى ديگر
هامش
( 1 ) - شايد مقصود مؤلف از اين اصطلاح اينست كه چون زنان آمازون به علت جسارت و گستاخى شباهت زيادى به جوانانى داشتند كه هنوز ريش بر صورت آنها نروئيده بود ، سكاها تصور كردند با جوانانى سروكار دارند كه همه در سن شباب ميباشند . ( 2 ) - محتلا براى جلب اطمينان و اعتماد زنان گريزپاى آمازون كه خود چنين زندگى ميكردند .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 160 | هرودت / هادى هدايتى