با مجسمهها و قربانگاهها و نمازخانههاى چوبى تزيين شده است . بودنها هر دو سال يك بار مراسمى بافتخار ديونيزوس « 1 » ترتيب ميدهند و رسوم معمول در پرستش اين خدا را رعايت ميكنند علت اين امر آنست كه اجداد آنان يونانيانى بودهاند كه از بنادر سواحل مهاجرت كردهاند و به سرزمين قوم بودن آمدهاند . زبان آنان نيمه يونانى و نيمه سكائى است .
109 - زبان بودنها با زبان ژلونها يكى نيست و طرز زندگى آنها نيز باهم مختلف است . بودنها بومى و مردمانى صحرانشينند و بين مردمان اين نواحى تنها كسانى هستند كه از حشرات تغذيه ميكنند « 2 » . اما ژلونها در زمين كشت ميكنند و از گندم تغذيه ميكنند و باغاتى نيز دارند . شكل و رنك رخسار آنان به كلى با بودنها فرق دارد ، با اين حال اين امر مانع از آن نبوده است كه يونانيان بودنها را نيز ژلون بنامند ، در حالى كه اين عنوان نادرست است . سرزمين اين قوم سراسر از جنگلهاى متنوع پوشيده شده است . در وسيعترين اين جنگلها بركه آب بزرگ و وسيعى قرار دارد كه گرداگرد آن از مرداب و نيزار پوشيده شده . در اين درياچه سك آبى و بيدستر و ديگر حيواناتى كه پوزه مربع شكل دارند شكار ميكنند . پوست اين حيوانات را در حاشيه لباسهاى پوستى خود ميدوزند و خصيههاى آنها را در محل براى معالجه بيماريهاى رحم به كار مىبرند .
110 - و اما درباره سوروماتها مطالبى نقل ميكنند كه چنين است : در دورهايكه يونانيان بر آمازونها « 3 » پيروز شدند « 4 » ، ( سكاها آمازونها را اويورپاتا « 4 »
هامش
( 1 ) - ديو نيزوس( Dionysos )يا باكوس( Bacchus )خداوند عشق و شراب در يونان باستان .
( 2 ) - درباره اين قبيل عادت اقوام قديم رجوع شود به همين كتاب ، بند 168 .
( 3 ) - آمازونها( Amazons )زنان جنگندهاى بودهاند كه با دعاى مورخين قديم و جديد در نقاطى از دنياى قديم دولتهاى مستقل تشكيل داده و بوسيله ملكه خود مستقلا اداره ميشدند . درباره اين زنان مردنما كه به هيچ مردى اجازه ورود به اجتماع خود نميدادند افسانههاى زيادى در دنياى باستان بر سر زبانها بود . بحكايت مورخين قديم از اين زنان مردنما در مصر و در قسمتى از آسياى صغير و كاپادوكيه و مخصوصا در سواحل رود ترمودون بتعداد زياد زندگى ميكردهاند .
( 4 ) - معروف است كه هركول ، پهلوان معروف افسانهاى يونان بر زنان آمازون بقيه پاورقى در صفحه بعد