بطور مجزا براى خود اشغال كند . و آنچه را كه درباره اين دو برجستگى نقل ميكنم ميتوان در مورد بسيارى از برجستگىهاى ديگر كه در سرزمين تور به آنها شباهت دارد صادق دانست .
100 - از سرزمين اقوام تور به بالا ، چه در بالاى اين سرزمين و چه در طرف درياى مشرق « 1 » ، اقوام سكانى سكونت دارند . اين اقوام در مغرب بغاز كيمرى « 2 » و پالوس مايوتيس « 3 » و تا رود تانائيس « 4 » كه در پايان همين پالوس به آب ميريزد قرار دارند . اكنون اگر اين سرزمين را از رود ايستروس در نظر آوريم و از جانب بالا به داخل آن رويم « 5 » ملاحظه ميكنيم كه سرزمين سكاها ابتدا با اقوام آگاتيرس « 6 » و سپس با اقوام نور « 7 » و آدمخواران و بعد از آن با اقوام ملانكلن « 8 » مجاور است .
101 - پس اگر قبول كنيم كه سرزمين سكاها به شكل مربعى است كه از دو سو به دريا متصل
هامش
( 1 ) - معلوم نيست مقصود هردوت از « درياى مشرق » در اين محل كدام دريا است ، اما چون حدود محل سكونت اقوام سكائى را نقل مىكند بايد تصور كرد كه مقصود او درياى اورال است كه در اقصى نقاط مشرق اين سرزمين قرار دارد .
( 2 ) - بغاز كيمرى - درباره اين نام رجوع شود به قبل
( 3 ) - پالوس مايوتيس( Pallus - Maiotis )نام درياى سياه در دنياى باستان .
( 4 ) - تانائيس( Tanais )نام قديم رود دون( Don )امروز است - شهرى نيز به همين نام در مصب اين رود در محلى كه امروز آزوف نام دارد وجود داشته .
( 5 ) - هردوت با اين عبارت به شرح و بيان احوال اقوام و مللى ميپردازد كه در سرحد شمالى سرزمين سكاها به ترتيب از مغرب به مشرق قرار داشتهاند . مؤلف توجهى به شرح سرحدات غربى سرزمين سكاها نكرده و اين امر مىرساند كه دانوب را سرحد غربى آن ميدانسته است ؛ و حال آنكه اقوام آگاتيرس كه مؤلف آنان را اولين قوم شمالى سرزمين سكاها ميداند بحكايت آنچه در بند 49 و 104 نقل گرديده در ترانسيلوانى امروز يعنى در مغرب سرزمين سكاها اقامت داشتهاند نه در شمال اين سرزمين .
( 6 ) - آگاتيرس( Agathyrses )از اقوام سارمات ساكن قسمتى از سلسله جبال كارپات .
( 7 ) - نور( Neures )از اقوام سارمات ساكن قسمتى از سرزمين ليتوانى امروز كه بحكايت افسانههاى باستان مردمان آن خود را به شكل گرك و ديگر حيوانات درنده تغيير ميدادهاند .
( 8 ) - ملانكلنها( Melanclaines )