اين اثر به جاى پاى انسان شباهت دارد ، اما طول آن به دو آرنج ميرسد « 1 » و در نزديكى رود تيراس « 2 » قرار دارد .
چنين بود اين مسائل . اما من اكنون به داستانى بازميگردم كه در آغاز اين بحث بنقل آن مشغول بودم .
83 - هنگامى كه داريوش وسايل جنگ با سكاها را فراهم ميكرد ، ايلچيانى بهر طرف فرستاد و از بعضى از اتباع خود تعدادى سرباز و از بعضى ديگر تعدادى كشتى طلب كرد و به بعضى ديگر فرمان داد پلى بر روى به سفر تراكيه « 3 » احداث كنند . در همين موقع آرتابان « 4 » پسر هيستاسپ « 5 » كه برادر داريوش بود شرحى درباره مشكلات دسترسى به سكاها براى او نقل كرد « 6 » و مصرا خواستار شد كه او خود بجنگ سكاها نرود . اما چون نصايح عاقلانهاش در داريوش مؤثر واقع نشد خودكشى كرد .
84 - وقتى داريوش تداركات خود را خاتمه داد با سپاه خود از شوش حركت كرد .
در اين موقع يكى از پارسها كه اوآوبازوس « 7 » نام داشت و پدر سه فرزند بود و هر سه فرزندش در اين لشكركشى شركت داشتند از داريوش خواستار شد كه يكى از پسران او را نزد او باقى گذارد . داريوش مانند اينكه دوستى تقاضائى قابل قبول از او كرده باشد
هامش
( 1 ) - آرنج واحد طول در يونان باستان و برابر يك پا و نيم يا 444 ميليمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه درباره اوزان و مقادير در يونان باستان )
( 2 ) - تيراس( Tyras )- درباره اين رود رجوع شود به توضيح ذيل بند 51 كتاب حاضر .
( 3 ) - مقصود بغاز به سفر امروز است كه درياى سياه را از مديترانه جدا مىكند . داريوش براى لشكركشى به سرزمين سكاها از طريق بغاز به سفر و تراكيه بسوى شمال حركت كرد .
( 4 ) - آرتابان( Artabane )برادر داريوش اول كه بحكايت هردوت با لشكركشى او به سرزمين سكاها بمخالفت برخاست و سرانجام به علت پافشارى داريوش و آغاز اين لشكركشى دست بخودكشى زد .
( 5 ) - هيستاسپ( Hystaspe )پدر داريوش اول پادشاه بزرگ هخامنشى .
( 6 ) - رجوع شود به همين كتاب - بند 46 و 134
( 7 ) -Oiobazos