همراه كردند و اينها همانها هستند كه امروز پرفر « 1 » نام دارند و در دلوس احترامات زيادى براى آنها قائل ميباشند . اما چون كسانى كه به اين عنوان فرستاده ميشدند ديگر به سرزمين خود بازنمىگشتند ، آنها نگران شدند كه مبادا وضعى پيش آيد كه هرگز شاهد بازگشت فرستادگان پىدرپى خود نباشند .
پس تصميم گرفتند كه هداياى خود را در قشرى از كاه گندم مستور كنند و به سرحد ببرند و از همسايگان خود بخواهند كه آنها را از طريق كشور خود به اقوام مجاور منتقل كنند . بدين ترتيب بود كه اين هدايا طى طريق ميكرد و به دلوس ميرسيد . اما من خود از سنتى باخبرم كه ميتوان با آنچه كه درباره هداياى مورد بحث روى ميدهد قياس كرد و آن چنين است : وقتى زنان تراكيه « 2 » و پئونى « 3 » قربانى به آرتميس « 4 » شاهى هديه ميكنند ، با هدايائى كه آنها در دست دارند هميشه مقدارى كاه گندم ضميمه است . چنين است آنچه تا جائى كه من اطلاع دارم اين زنان انجام مىدهند .
34 - دوشيزگان و جوانان دلوس به ياد دوشيزگانى كه از جانب مردمان شمالى آمده
هامش
( 1 ) - پرفر( Perpheres )ظاهرا فرستادگانى بودهاند كه از جانب ساكنان شمالى بعنوان نماينده تجارى به شهرها و جزاير يونان و از جمله به دلوس اعزام ميشدهاند .Belles Lettres )- جلد 4 - صفحه 67 )
( 2 ) - تراكيه يا تراس( Thrace )امروز از نواحى اروپاى باستان واقع در شمال يونان و درياى اژه ؛ محل سكونت اقوام يونانى نژادى بوده است كه از نواحى شمالى يونان به سواحل و جزاير اين سرزمين مهاجرت ميكردهاند . وضع خاص اين سرزمين موجب شد كه يونانيان باستان آن را صحنه بسيارى از افسانههاى قديم خود دانند .
( 3 ) - پئونى( Peonie )نام قديم قسمتى از مقدونيه است كه بنام پئون( Peon )كه در رأس دستهاى از اقوام ائولى در 1300 سال قبل از ميلاد به اين سرزمين قدم نهاد خوانده شد و بعدها در زمان فيلپ مقدونى به كلى ضميمه مقدونيه اصلى گرديد .
( 4 ) - آرتميس( Artemis )يا ديان( Diane )الهه شكار در يونان باستان كه در سراسر جزاير و نقاطى كه عناصر يونانى سكونت داشتند مورد پرستش بود . در دلوس( Delos )و افز( Ephese )دو معبد بزرك بنام او برپا شده بود ؛ بناى معبد دوم 220 سال به طول انجاميده بود . در مصر او را بنام ايزيس( Isis )و در فريجيه بنام سىبل( Cybele )ستايش مىكردند .