آنانرا در سرودى كه يكى از اهالى ليسى « 1 » بنام اولن « 2 » بافتخار آنها سروده بر زبان جارى ميسازند و براى آنان اعانه جمعآورى ميكنند ؛ ساكنان جزاير و اهالى يونى رسم خواندن سرود اوپيس و آرژه و ذكر نام آنها و جمعآورى اعانه را از اهالى دلوس آموختهاند ( ديگر سرودهاى باستانى را كه در دلوس زمزمه ميشد همين شخص كه از ليسى آمده بود سروده است « 3 » ) ؛ همچنين در موقعى كه رانهاى قربانىها را بر روى قربانگاه ميسوزانند ، تمام خاكسترى را كه از آن بدست ميآيد بر روى قبر اوپيس و آرژه نثار ميكنند . قبر آنها در پشت معبد آرتميس رو بمشرق و در نزديكى تالار ضيافت اهالى كئوس « 4 » قرار دارد .
36 - در اينجا سخن درباره مردمان شمالى كافى است . زيرا من از افسانهاى كه درباره آباريس « 5 » ساختهاند و بحكايت آن اين شخص كه ظاهرا از مردمان شمالى بوده است بىآنكه چيزى بخورد با خدنك معروف خود در سراسر زمين گردش كرده سخن نخواهم گفت .
اگر مردمانى وجود دارند كه به « مردمان شمالى » معروف ميباشند ، بىترديد مردمانى نيز وجود دارند كه « مردمان جنوبى » نام دارند . وقتى من مشاهده ميكنم كه تاكنون بسيارى از اشخاص طرحهاى كلى از زمين تهيه كردهاند ولى هيچيك تفسير مستدلى از آن ندادهاند ، واقعا بخنده ميافتم « 6 » . اينها تصور ميكنند كه جريان آب
هامش
( 1 ) - ليسى( Lycie )يا ليسكيه از نواحى آسياى صغير واقع در شمال غربى اين شبهجزيره در ساحل درياى مديترانه و درياى اژه كه از يك طرف به كارى( Carie )و از طرف ديگر به پامفيلى( Pamphilie )محدود بود . سرزمين ليسى و ميلى را در قديم ميلياد( Miliade )ميناميدند . ساكنان اصلى آن را مهاجرين كرت( Crete )تشكيل ميدادند كه مانند اهالى ديگر مهاجرنشينهاى يونانى آسياى صغير در زمان كوروش مطيع امپراتورى پارس شدند .
( 2 ) -Olen( 3 ) - مقصود اولن( Olen )است
( 4 ) - كئوس( Keos )يا( Ceos )( 5 ) -Abaris( 6 ) - هدف هردوت در اين عبارت چندپهلو هكاته و ديگر مؤلفان عهد عتيق است كه مطالب مشروحى درباره شكل زمين و مناطق مختلف آن نقل كردهاند و هردوت همهجا با استفاده از هر فرصت به اشاره و كنايه از آن انتقاد كرده است .