و اگر عاصى امر إله و منكر تو اى ولىّ الله گردند يعنى بر تو خروج كرده از خانهاى خود بيرون آيند هر آينه هر كه باشد او را طلاق داده از سلسلهء أزواج من اخراج كن .
آن حضرت قبول نمود و در وقتى كه عايشه باغواى جمعى با لشكر ببصره آمد حضرت أمير المؤمنين حيدر عليه السّلام بعد از اتمام حجّت بر عايشه او را طلاق داده از زوجيّت حضرت نبىّ الرّحمه صلَّى الله عليه و آله و سلَّم اخراج و از شرف امّيت المؤمنين اسقاط و استخراج نمود .
سعد بن عبد الله گويد كه : من در آن حال گفتم : يا بن رسول الله مرا خبر ده از فاحشهء بيّنه كه آن اگر از زن صادر و سانح گردد شوهرش را ميرسد كه او را در أيّام عدّه از خانه خود اخراج نمايد .
آن خلاصه و زبدهء أولاد سيّد البشر الامام القائم المنتظر عليه سلام الملك الأكبر فرمود كه :
آن فاحشه مساحقه است و سحق عبارت از آنست كه دو زن با هم جمع شوند و چون اين عمل از زنى صادر گردد بر او رجم لازم آيد و آن زنا نيست زيرا كه اگر زنا از زنى واقع شود او واجب الرّجم نشود بلكه حدّ شرعى كه عبارت از صد تازيانه است بر او لازم گردد .
و اگر بعد از اقامت حدّ كسى ارادهء تزويج آن عورت نمايد أحدى را منع او از عقد بواسطهء ضرب حدّ نرسد ليكن اگر آن مساحقه كرده باشد رجم بر او واجب گردد و سنگسار كردن خزى و خوارى است و آن كسى را كه خداى بارى أمر بسنگسار او نمود پس حكم بخزى و خارى او فرمود و بناء عليه هيچ أحدى را نزديكى به او روا نبود .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٢٦٩