رسيد كه آن نبىّ المختار طلاق زوجات طاهرات خود را بدست أمير المؤمنين حيدر كرّار مقرّر گردانيد .
چنانچه بعد از وفات آن بزرگوار عايشه در جنگ جمل با لشكر بسيار به حرب حيدر كرّار غير فرّار آمد ، آن ولىّ حضرت آفريدگار قبل از حرب و پيكار با عايشهء وقار رسولى بنزد او ارسال داشت و پيغام به اين نهج براى دفع فساد كه به حركت او اشتداد يافت داد كه :
اى عايشه تو أهل اسلام را در مهلكه انداختى بغشّ و عذرى كه پيدا ساختى و أولاد خود را در موضع هلاك ساكن گردانيدى بجهالت و نادانى و خود چنين أمر ناپسند را پسنديدى بايد كه از اين حركت و فعل شنيع و عمل بىتوقيع ممتنع و منزجر گشته توبه و رجعت به حضرت ربّ العزّه نمائى و الَّا من ترا طلاق دهم و از سلسلهء أزواج طاهرات نبىّ صاحب اللَّواء و المعراج اخراج كنم .
يا مولى مرا از معنى اين طلاق مخبر و مطَّلع گردان كه بچه عنوان و بچه بيان است كه آن رسول فيّاض ايزد منّان تفويض حكم آن به آن امام الانس و الجانّ گردانيد ؟
آن حضرت يعنى قايم آل نبىّ المختار فرمود كه : خداى تعالى و تقدّس شأن نساء نبىّ المقدّس را معظَّم و مكرّم و بشرف امّهات المؤمنين مختصّ در اين عالم گردانيده بود .
روزى خطاب مستطاب به حضرت ولايتمآب نموده كه : يا أبا الحسن اين شرف براى نسوان باقى و مستدام است مادامى كه ايشان بر طاعت ملك العلَّام ثابت و بر دوام باشند .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٢٦٨