تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
و برانگيختن مداوم حس كنجكاوى آنان بوده است . تمام اين ماجرا را كه در مجموعه حوادث مهم تاريخ هخامنشى واقعه‌اى ناچيز به حساب ميآيد ولى بزعم او از موجبات جنگهاى ايران و يونان مىباشد ممكن بود در چند عبارت خلاصه كرد .

تسخير جزيره ساموس ( بند 141 تا 149 )

از جمله حوادث و وقايع ديگرى كه مؤلف بعنوان طليعه جنگهاى ايران و يونان و برخورد دو تمدن شرق و غرب باستان شرح ميدهد حوادث مربوط به فتح ساموس است بدست گروهى از سپاهيان پارس كه در بند 141 و 144 و 145 و 146 و 147 و 149 بتفصيل از آن ياد شده است . هردوت مدعى است كه « از تمام شهرهاى يونانى و غير يونانى ، ساموس اولين شهرى بود كه داريوش تسخير كرد . » ( بند 139 ) . از اينقرار فتح ساموس بدست داريوش در نظر مؤلف اولين قدم در راه توسعه امپراتورى پارس در سرزمين‌هاى يونانى خارج از قاره آسيا محسوب مىشود . در اين مورد هردوت مانند مورد قبل فقط بذكر مطلب قناعت نكرده بلكه كوشيده است با نقل حواشى و مطالب خارج از موضوع به اين مطلب جنبه افسانه دهد و حس كنجكاوى خواننده را برانگيزد . و براى آنكه علت واقعى حمله داريوش را به ساموس شرح دهد بنقل سرگذشت يكى از برادران تبعيدى پوليكرات كه سيلوسون
( Syloson )
نام داشته ميپردازد . اين شخص در موقعى كه داريوش در لشگر كبوجيه در مصر بعنوان يك سرباز ساده خدمت ميكرده قباى زيباى خود را به او بخشيده بود و پس از آنكه داريوش به سلطنت رسيد براى تذكار اين نيكوكارى بدربار پادشاه رفت . وقتى داريوش از ماجراى تبعيد كسى كه در جوانى به او احسان كرده بود مطلع شد تصميم گرفت جزيره ساموس را فتح و به او مسترد كند تا جبران احسان بيدريغ او بشود ( بند 139 و 140 ) . بعد از آن ، براى آنكه معلوم شود سيلوسون بچه جهت از كشور خود تبعيد شده بود ، مؤلف به بيان داستان مندريوس
( Maindrios )
غاصب حقوق سيلوسون ميپردازد ( بند 142 - 143 ) - مؤلف ضمن بيان اين داستان پيوسته به حوادث تازه‌اى اشاره مىكند و پس از بيان چگونگى لشگركشى داريوش به جزيره