تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
در كتاب سوم بيان مقدمات جنگهاى ايران و يونان است و دليلى كه در اين مورد ميتوان اقامه كرد اينست كه مؤلف ضمن شرح تاريخ كبوجيه مكرر به بيان حوادثى پرداخته كه در شهرها و جزاير يونان رويداده و ارتباطى چندان با شرح احوال پادشاه هخامنشى نداشته . از اين قبيل است قسمت‌هائى كه مؤلف به بيان احوال پوليكرات جبار افسانه‌اى ساموس اختصاص داده و بمناسبت آن بار ديگر از مطلب اصلى دور شده و شرح مبسوطى درباره اين شخص نقل نموده ( بند 39 - 60 ) . حال اگر در نظر آوريم كه ساموس يكى از بزرگترين جزاير يونان باستان و نخستين جزيره‌اى بود كه مورد تعرض داريوش پادشاه بزرگ هخامنشى قرار گرفت ( بند 139 ) به اين نتيجه ميرسيم كه شايد در واقع قصد مؤلف از بيان اين عبارت معترضه شرح چگونگى پيش‌آمد مقدمات جنگهاى ايران و يونان بوده . اينكه هردوت شرح تاريخ ساموس را ضمن بيان چگونگى لشگركشى كبوجيه به مصر شروع ( بند 39 - 60 ) و سپس بار ديگر در بند 139 از آن ياد مىكند دليل بارزى است كه قصد او از بيان اين مطلب خارج از موضوع شرح مقدمات و موجبات جنگهاى ايران و يونان بوده است . دليل ديگر آن مطلبى است كه مؤلف در آغاز بند 39 درجائيكه به بيان تاريخ پوليكرات ميپردازد نقل مىكند و ميگويد . « درهمان‌حال كه كبوجيه در مصر به جنگ مشغول بود اسپارتىها هم بنوبهء خود بر ضد پوليكرات به ساموس لشگركشى كردند . » بىترديد توأم بودن اين دو واقعه و بيان مطلب به اين ترتيب از جانب مؤلف تصادفى نبوده زيرا علت لشگركشى اسپارتىها به ساموس آن بود كه پوليكرات در جواب تقاضاى كمك نظامى پادشاه هخامنشى تعدادى از مخالفين خود را به كشتى نشاند و به مصر فرستاد و به پادشاه هخامنشى توصيه كرد كه هرگز آنها را مرخص نكند . اما تبعيديهاى ساموس از ماجرا مطلع شدند و قبل از اينكه به سواحل مصر نزديك شوند شراع كشتىهاى خود را بسوى يونان منحرف كردند و با تمام قوا سعى كردند ساموس را از دست پوليكرات بدرآورند ( بند 44 - 46 از كتاب سوم ) . بنابراين اگر سپارت به ساموس لشگر كشيد