در مورد دختر خود با او بازى كرده بود تحريكات شخصى خارجى بنام فانس
( Phane ? s )
جلب توجه مىكند كه از ديار مصر ميگريزد و پادشاه هخامنشى را براى اطفاى حس انتقام خود به فتح مصر تشويق مىكند ( بند 1 تا 4 ) جالب توجه اينست كه با اينكه در زمانى كه كبوجيه بمصر لشگر ميكشيد اين كشور نيز مانند بسيارى از نواحى سواحل شرقى مديترانه از تمدن يونانى سيراب و بعبارت ديگر « هلنيزه » شده بود و تعداد كثيرى از مهاجرين يونى و يونانى در سواحل مصر مهاجرنشينهائى آباد و با رونق تشكيل داده بودند با اين حال هردوت ضمن شرح لشگركشى كبوجيه به اين كشور مكرر از سربازان مزدورى صحبت مىكند كه از نژاد يونانى ( ائولى و يونى ) بودهاند و از زمان كوروش كبير در سپاه پادشاه هخامنشى اجير شده و در لشگركشى به مصر يعنى به كشورى كه تا حدى تحت تأثير تمدن يونان قرار گرفته بود مشاركت داشتهاند . هردوت دو بار به اين مطلب اشاره مىكند ، يك بار در ابتداى كتاب سوم ( بند اول ) در جائى كه به بيان لشگركشى كبوجيه به مصر ميپردازد و بار ديگر در ابتداى كتاب سوم ( بند اول ) در جائى كه پس از متن مفصلى كه در سراسر كتاب دوم به بيان احوال مصر اختصاص داده از نو به بيان لشگركشى پادشاه هخامنشى به اين كشور ميپردازد . بيان اين مطلب به اين ترتيب موجب بروز انتقادات شديدى از طرف نويسندگان و مورخان يونانى نسبت به طرز تاريخنويسى هردوت گرديد و او را متهم كردند كه اگر مقصود بيان تاريخ پارس بوده كه قيد مكرر اين مطلب ( بند اول از كتاب دوم و بند اول و 25 از كتاب سوم ) ضرورتى نداشته و اگر مقصود شرح مقدمات جنگهاى معروف به مديك و علل آن بوده كه اين طرز بيان بر خلاف نظر عمومى يونانيان آن زمان بوده ، زيرا نشان ميدهد كه تيراندازان پارسى جنگهاى ايران و يونان را در حقيقت از مصر شروع كردهاند درحاليكه در همين لشگركشى تعداد زيادى از مزدوران يونانى با پادشاه هخامنشى همكارى داشتهاند .
طليعهء جنگهاى يونان و پارس
مقصود هردوت از شرح لشگركشى كبوجيه به مصر در قسمت اول از