طليعه لشگركشى بزرگ داريوش به شبه جزيره آتيك بوده مؤلف چندان توجهى به اين قسمت از معناى مطلب نداشته و فقط بشرح حوادث اكتفاء كرده .
در موقعى كه لشگريان كبوجيه بسرزمين مصر وارد ميشدند پادشاه هخامنشى قسمتهائى از نيروى برى و بحرى خود را مأمور كرد كارتاژ يا قرطاجنه را كه در آن زمان يكى از بزرگترين كشورهاى بحرى مديترانه محسوب ميشد تسخير كنند . اما كاركنان بحريه پارسها اكثرا از فينيقىها بودند و تعداد كثيرى از كشتىهاى فينيقى در بحريه ايران بانجام خدمت مشغول بودند . از طرف ديگر فينيقىها با كارتاژيها نسبت پدر و فرزندى داشتند و شهر كارتاژ بر اثر مهاجرت دستهاى از فينيقىها بسواحل شمال افريقا تأسيس شده بود . بنابراين جاى تعجب نيست كه فينيقىها از اطاعت امر پادشاه هخامنشى خوددارى كردند و در نتيجه اين تمرد لشگركشى به كارتاژ هرگز عملى نشد . در همين حال پادشاه هخامنشى قسمت مهمى از سپاهيان خود را براى فتح حبشه كه در آن زمان سرحد دنياى وقت در جهت افريقا محسوب ميشد فرستاد و قسمت ديگر را به سرزمين آمون
( Ammon )
يا ليبى امروز در مغرب مصر گسيل داشت .
اما در هر دو مورد مورخ يونانى بر خلاف عادت و بر خلاف رويه معمولى يونانيان از جاهطلبى پادشاهان هخامنشى و ميل آنها به كشورگشائى صحبت نكرده و فقط در بند 21 در جائى كه پادشاه حبشه خطاب به فرستادگان كبوجيه جاهطلبى اين پادشاه را تخطئه مىكند خواننده به ياد مطالبى ميافتد كه مورخ در كتاب اول خود از قول توميريس
( Tomyris )
ملكه ماساگتها خطاب به كوروش پادشاه هخامنشى نقل كرده ( كتاب اول بند 206 ) . حتى در مورد فتح مصر نيز مؤلف از ميل پادشاه هخامنشى به كشورگشائى سخنى بميان نياورده و در توجيه علل اين لشگركشى بيشتر بافسانهها استناد كرده و فقط بذكر اين مطلب اكتفا كرده كه پادشاه هخامنشى به علت رفتار ناپسندى كه آمازيس پادشاه مصر نسبت به او درپيش گرفته بود از او ناراضى بود . در بين علل ديگرى كه هردوت براى لشگركشى كبوجيه به مصر اقامه مىكند صرفنظر از نيرنگى كه آمازيس