توليدمثل كنند « 1 » زندگى بر انسان دشوار ميشد . ولى همين كه نر و ماده باهم جفت ميشوند در همان موقع كه مار نر در حين عمل لقاح است و مايع بارور را بر مار ماده جارى مىكند مار ماده گلوى او را به دهان ميگيرد و دندانهاى خود را در آن فرو ميبرد و تا آن را نخورد رهايش نميكند . چنين است سرنوشت مار نر . ولى مار ماده هم بايد مجازات قتل مار نر را بچشد : بچههاى مار كه انتقامكشندگان مرگ پدر ميباشند در همان موقع كه هنوز در شكم مادرند شروع بجويدن او ميكنند و با جويدن شكم او راهى به طرف روشنائى باز ميكنند . در حالى كه افعىهاى ديگر كه براى انسان بىضررند تخمهائى از خود ميگذارند و تعداد زيادى بچه افعى پوستهاى تخمها را خرد ميكنند و از آنها خارج ميشوند . افعىها در سراسر زمين پراكندهاند ؛ اما اين مارهاى بالدار همه در عربستان جمع شدهاند و در جاى ديگر از آن يافت نميشود و به همين جهت است كه تعداد آنها زياد به نظر ميرسد .
110 - پس معلوم شد اعراب كندر را بچه ترتيب بدست ميآورند . اما براى فلوس به ترتيب زير عمل ميكنند : وقتى براى برداشت اين محصول ميروند بدن خود را از پوست گاو و ديگر حيوانات ميپوشانند بطورى كه تمام اندام و چهره آنان باستثناى چشمها مستور مىشود .
بوته فلوس در باتلاقهاى كمعمق ميرويد . در اطراف و داخل اين باتلاقها حيوانات بالدارى خانه كردهاند كه شباهت زيادى به خفاش دارند . اين حيوانات صداهاى گوشخراش دارند و به سهولت حمله ميكنند . بايد مواظب بود كه در موقع چيدن فلوس چشمها از حمله اين حيوان مصون باشد .
111 - و اما جمعآورى دارچين از آن هم شگفتآورتر است . اينكه اين گياه كجا ميرويد و در چه نوع زمينى بدست ميآيد اينها سوالاتى است كه بىجواب مانده .
هامش
( 1 ) - يعنى مانند ديگر مارها بتعداد كثير تخم بگذارند و از هريك از تخمها بچهمارى خارج شود .