تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
اگر كسانى هستند كه بدخواه پارسها هستند آرزو كنيم كه حكومت عوام نصيب آنان شود « 1 » . ما بايد دسته‌اى از مردان برگزيده را انتخاب كنيم و حكومت را بدست آنان بسپاريم . ما خود بيقين از اين مردان خواهيم بود . به نظر ميرسد كه بهترين تصميمات از بهترين اشخاص سرچشمه ميگيرد . » 82 - چنين بود عقيده مگابيز . نفر سوم كه داريوش بود چنين اظهار عقيده كرد : « آنچه مگابيز دربارهء حكومت ملت گفت به نظر من كاملا صحيح است ؛ ولى عقيده او درباره حكومت اشرافى صحيح نيست . اين سه نوع حكومت را در نظر آوريد و فرض كنيد كه هر سه آنها در نوع خود بهترين هستند : يك حكومت عالى عوام ، يك حكومت اشرافى بىنقص و يك پادشاه باتقوى . بعقيده من اين آخرى از بسيارى لحاظ بر ديگران ترجيح دارد ، زيرا بهتر از تقواى سلطانى كه در عين شكوه و جلال است هيچ چيز نميتوان يافت . چنين پادشاه باعدالتى كه فرض وجود او است در جهت خير و صلاح ملت حكومت خواهد كرد و اسرار امور را در برابر بدانديشان بهتر محفوظ خواهد داشت . اما در حكومت اشرافى ، اشراف كه استعدادهاى خود را در راه منافع عمومى به كار مياندازند غالبا گرفتار خصومت‌هاى شخصى بسيار تند ميباشند . زيرا چون هريك از آنها ميخواهند بر ديگران رياست كنند و عقيده خود را تفوق دهند ، سرانجام از يكديگر بشدت متنفر ميشوند و اين خود موجب جنايات و خيانات و بازگشت حكومت سلطنتى مىشود . همين امر نشان ميدهد كه تا چه حد اين حكومت بهترين نوع حكومت مىباشد « 2 » . از طرف
هامش
( 1 ) - يونان باستان گاهوارهء حكومت آزاد و دمكراسى بوده و اگر تصور كنيم كه هردوت در زمانى ميزيسته كه مدتها از شروع جنگهاى مديك ميگذشته به اين نتيجه ميرسيم كه مؤلف در ميان اين سخنان از فكر يونانى خود الهام گرفته و شايد متصود او از « كسانى كه بدخواه پارس‌ها هستند » و حكومت عوام را از قول بزرگان پارس براى آنها آرزو مىكند مردم شهرهاى يونان است كه جز در بعضى موارد استثنائى هميشه از حكومت آزاد برخوردار بوده‌اند . ( 2 ) - زيرا سرانجام حكومت اشرافى نيز به آن منتهى مىشود . اين نظريه تا حدى انعكاسى از نظريه افلاطون دربارهء حكومتها است .