تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اتفاقا مدتى قبل هاتف بوتو « 1 » براى او پيشگوئى كرده بود كه حيات او در شهر اكباتان بپايان خواهد رسيد . وى تصور ميكرد روزها بعد در شهر اكباتان واقع در ماد كه تمام اموالش در آن قرار داشت خواهد مرد ، ولى بايد تصور كرد كه قصد هاتف همين اكباتان سوريه « 2 » بوده . همان موقع كه بتقاضاى او نام شهر را بر او بازگفتند از برخورد شورش مغ با اين جراحت به خود آمد و افكار درست بر او راه يافت و چون گفته هاتف را بدرستى درك كرد چنين گفت : « همينجا است پايان حيات كبوجيه فرزند كوروش » . آن روز ديگر وى سخنى نگفت . 65 - تقريبا بيست روز بعد تعدادى از بزرگان پارس را كه با او همسفر بودند طلب كرد و خطاب به آنان چنين گفت : « پارس‌ها ، حوادث مرا مجبور كرد كه آنچه را كه بدقت پنهان ميكردم بر شما فاش كنم . هنگامى كه در مصر بودم شبى شبحى در خواب بر من آشكار شد . كاش هرگز اين شبح بر من آشكار نشده بود ! تصور كردم رسولى است كه از سرزمين ما ميرسد . او به من گفت كه برديا تخت سلطنت را اشغال كرده و سر او به آسمان ميرسد . من از اين سخن بيمناك شدم و ترسيدم كه برادرم سلطنت را از چنگ من بيرون آورد . رفتار من در آنزمان با شتاب و خالى از بصيرت بود . علت اينست كه همانطور كه من كاملا شاهد آن ميباشم در عالم آدميان راهى براى فرار از سرنوشت وجود ندارد . من از راه نادانى پرگزاسپ را به شوش فرستادم تا برديا را بقتل رساند . و پس از آنكه اين جنايت ناپسند انجام گرفت من فارغ از ترس مجازات بزندگى خود ادامه
هامش
( 1 ) - بوتو( Bouto )الهه مصر باستان و عامل توليد كننده نسل در موجودات . اين ربة النوع كه در غالب شهرهاى مصر باستان مورد پرستش بود و يونانيان او را با لاتون( Laton )مقايسه ميكنند در يكى از شهرهاى مصر سفلى كه بنام او بوتو نام دارد بيش از نقاط ديگر مورد احترام و ستايش بود . ( 2 ) - بطوريكه نوشته‌هاى مورخان باستان حاكى است در محل سوريه امروز شهر كوچكى بنام آكباتانا( Acbatana )وجود داشته كه محتمل است همان شهرى باشد كه هردوت آن را اكباتان مينامد . رجوع شود به يادداشت بند 62 همين كتاب