و پنج ماه سلطنت كرده بود و فرزندى پسر يا دختر از خود باقى نگذارده بود درگذشت .
پارسهائى كه در آن محل حاضر بودند نميتوانستند باور كنند كه مغها سلطنت را بدست گرفتهاند و اطمينان داشتند كه آنچه كبوجيه درباره مرگ برديا براى آنها نقل كرده به قصد آن بوده كه به برادر خود لطمه زند و تمام پارسهاى امپراطورى را برضد او بشوراند . آنها مطمئن بودند كه آنكس كه سلطنت ميكرد همان برديا فرزند كوروش است . از طرفى پرگزاسپ هم قتل برديا را جدا انكار ميكرد زيرا بعد از مرگ كبوجيه اعتراف بقتل فرزند كوروش براى او خطر داشت .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: هرودت
ص١٦٥