آپيس باشد و يا نتيجه مرضى باشد كه نظير امراض زيادى كه عادة دامنگير مردم مىشود از جائى ديگر آمده باشد . معروف است كه كبوجيه از زمان تولد ناراحتى شديدى داشت كه برخى آن را صرع و بيمارى روحى مينامند . جاى تعجب نيست كه اين نقص ناگوار جسمى مانع سلامت فكر و روح او بوده باشد .
34 - اكنون تعدىهاى كبوجيه را نسبت بديگر پارسها شرح مىدهم . پرگزاسپ « 1 » طرف اعتماد او و مامور انتقال تقاضاهاى مردم به پادشاه بود « 2 » . فرزندش آبدار كبوجيه بود و مقام او نيز مانند مقام پدر عالى بود . روزى هنگام صحبت با او چنين گفت : « پراگزاسپ ، پارسها دربارهء من چگونه قضاوت ميكنند و چه ميگويند ؟ » وى پاسخ داد : « سرور من ، ترا فراوان ستايش ميكنند اما فقط از حيث شرابخوارى معتقدند كه تو زياد افراط ميكنى « 3 » . » وى احساسات پارسها را چنين تعبير كرد و كبوجيه كه خشمگين شده بود پاسخ داد :
« از اينقرار ، اكنون پارسها مدعى هستند كه من شراب زياد دوست ميدارم و شراب عقلم را زايل و خونم را تند كرده ! ولى در اين صورت آنها نيز در گذشته سخن بحقيقت نمىگفتهاند ! » زيرا روزى در محفلى كه كرزوس با پارسها حضور داشت كبوجيه عقيده آنها را درباره خود با مقايسه با كوروش سوال كرده بود و پارسها بوى پاسخ داده بودند كه وى از پدر خود برجستهتر است زيرا علاوه بر متصرفات او كه برجاى خود باقى
هامش
( 1 ) -( Prexaspe )رجوع شود به يادداشت صفحات قبل - بند 30 ببعد .
( 2 ) - در زمان ديااوكو پادشاه ماد مرسوم شده بود كه مردم تقاضاهاى خود را مع الواسطه بعرض پادشاه برسانند ( كتاب اول هردوت - بند 99 ) و ناگزير بودند آن را به صورت نامه و مكتوب به حضور پادشاه بفرستند . بعدها اين رسم در دربار هخامنشيان حفظ شد . اهميت آن از آنجا معلوم مىشود كه وقتى كوروش هنوز طفلى بيش نبود و با اطفال هم سن خود تقليد پادشاهان را ميكرد حتى براى اين منصب نيز يكى از همسالان خود را تعيين كرده بود ( هردوت - كتاب اول - بند 115 ) .
( 3 ) - اگر بگفته هردوت پارسها عموما در نوشيدن شراب افراط ميكردهاند ( هردوت كتاب اول - بند 133 ) نبايد اين عمل در نظر آنها بدرجهاى زشت باشد كه پادشاه خود را به آن جهت سرزنش كنند .