تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
36 - چون او چنين ميكرد كرزوس از اهل ليدى شرط انصاف آن دانست كه ويرا با اين سخنان بيدار كند : « اى پادشاه ، از جوانى و طبع سركش خود پيروى مكن . خويشتن‌دار باش و برخود چيره شو . دورانديش بودن شايسته مردان بزرگ است و احتياط شرط عقل . تو هموطنان خود را بىدليل معقول بقتل ميرسانى و اطفال را ميكشى . برحذر باش كه اگر در اين كار افراط كنى پارس‌ها ترا ترك ميگويند و بر تو خواهند شوريد من مجبورم به تو نصيحت كنم زيرا پدرت كوروش از من خواسته است كه ترا نصيحت كنم و افكار درستى را كه بمخيله‌ام خطور مىكند به تو عرضه دارم « 1 » . » كرزوس با اين اندرزها حسن نيت خود را نشان ميداد ، اما كبوجيه بوى چنين پاسخ داد : « تو نيز جرات آن را دارى كه به من اندرز دهى ، تو كه آنقدر كشورت را خوب اداره كردى و آنقدر پدرم را خوب نصيحت كردى و او را بعبور از آمور دريا « 2 » براى جنگ با ماساگت‌ها تشويق كردى درحاليكه آنان ميخواستند خود به كشور ما « 3 » بيايند . تو كشور خود را اداره كردى و خود را تباه كردى و كوروش را كه به تو اعتماد كرده بود بكشتن دادى ! اما تو نبايد از اين كارها بى مجازات بگريزى . مدتها بوده كه در پى بهانه‌اى بودم تا ترا مجازات كنم . » اين بگفت و كمان خود را برگرفت تا او را با تيرى از پا درآورد . اما كرزوس از جاى خود جستن كرد و از تالار بيرون گريخت . وقتى كبوجيه نتوانست او را با تير بزند به نگهبانان خود امر كرد او را بگيرند و هلاك كنند . نگهبانان كه با خوى او آشنائى داشتند كرزوس را پنهان كردند تا اگر كبوجيه نادم شود و او را طلب كند وى را براى او حاضر سازند ( زيرا در
هامش
( 1 ) - اين ادعاى كرزوس براى خوانندگان تاريخ هردوت بىترديد تازگى دارد ، زيرا قبل از اين هيچ‌جا مؤلف به اين مطلب مهم اشاره نكرده بود . ( 2 ) - درباره اين رود رجوع شود به يادداشت شماره 4 بند 202 از كتاب اول هردوت . هرگاه آنطور كه مورخان عرب در قرن دهم مدعى هستند تا آن زمان درياچه آرال با درياى خزر مربوط بوده بايد اين رود را به نحوى كه هردوت در بند 201 و 202 از كتاب اول تشريح مىكند همان رود آمور درياى امروز دانست كه بدرياى آرال ميريزد . ( 3 ) - رجوع شود به كتاب اول هردوت - بند 207 .