است بر مصر و درياها نيز دست « 1 » يافته . پارسها چنين گفتند ، ولى كرزوس كه در آنجا حاضر بود و اين قضاوت چندان او را خوشآيند نبود به كبوجيه گفته بود : « فرزند كوروش ، بعقيده من تو با پدر برابر نتوانى بود ، زيرا تو هنوز فرزندى مانند خودت كه از پدرت باقيست ندارى « 2 » » كبوجيه را اين سخن خوش آمده بود و كرزوس را ستايش فراوان كرده بود .
35 - كبوجيه كه اين سخنان را بخاطر آورده بود خشمگين شد و به پرگزاسپ گفت : « هم اكنون تشخيص ده كه آيا پارسها راست ميگويند و يا خود آنها هستند كه با اين سخنان ديوانگى خود را نشان ميدهند . فرزند خود را كه آنجا در اطاق مجاور ايستاده بنگر ؛ اگر تير من بقلب او اصابت كرد معلوم خواهد شد كه پارسها اشتباه ميكنند .
اما اگر تير من بهدف نرسد تو ميتوانى مدعى شوى كه پارسها حق دارند و عقل من زايل شده . اين سخن بگفت و كمان خود را كشيد و طفل را نشانه گرفت . طفل بر زمين غلطيد ؛ كبوجيه امر كرد جسد او را بشكافند و محل اصابت تير را جستجو كنند . چون ديده شد كه تير بميان قلب او اصابت كرده كبوجيه كه تبسم بر لبانش نقش بسته و چهرهاش شكفته شده بود خطاب به پدر طفل چنين گفت : « پرگزاسپ ، پس من ديوانه نيستم و پارسها دروغ ميگويند . تو دليل آن را به چشم خود ديدى . ولى اكنون به من پاسخ ده كه آيا تاكنون كسى را ديدهاى كه بتواند تا اين حد تير خود را دقيق بهدف بنشاند ؟ » پراگزاسپ كه خود را با ديوانهاى روبرو ميديد و بر جان خود بيم داشت پاسخ داد : « سرور من ، تصور نميكنم كه حتى خداوند بتواند چنين خوب نشانه رود . » چنين بود شجاعتى كه كبوجيه در اين مورد از خود نشان داد . يك بار ديگر نيز بىدليل معقول دوازده تن از بزرگترين پارسها را زنده بگور كرد .
هامش
( 1 ) - مقصود هردوت از « درياها » ئى كه كبوجيه بر آنها دست يافته اتحاد او با قبرس و فينيقيه ( هردوت كتاب سوم - بند 19 ) و بوليكرات ساموسى است ( همان كتاب - بند 44 ) ، درحاليكه استرابون بر خلاف هردوت مدعى است كه فينيقىها و قبرسىها از زمان كوروش با پارسها متحد شده بودند ( استرابون - سيروپدى كتاب اول - بند 14 - ) .
( 2 ) - كبوجيه در موقع مرگ فرزندى نداشت ( هردوت - كتاب سوم - بند 66 ) .