اين بگفت و به مجريان احكام خود امر كرد كاهنان را آنقدر شلاق بزنند كه خون از بدن آنها جارى شود و هريك از مصريان را كه در حال برگزار كردن جشن مشاهده كنند بقتل رسانند . از آن پس جشن مصريان قطع شد و كاهنان بمجازات خود رسيدند . آپيس با پاى مجروح خود در معبدى كه در آنجا خفته بود درگذشت .
30 - آپيس بر اثر جراحات خود درگذشت و كاهنان بىخبر از كبوجيه آن را دفن « 1 » كردند .
بقسمى كه مصريان نقل ميكنند ، چيزى نگذشت كه كبوجيه به كفاره اين جنايت به جنون مبتلا شد . وى در گذشته نيز عقل چندان صحيحى نداشت . اولين جنايت او اين بود كه برادر خود برديا را كه باهم از يك پدر و مادر بودند بقتل رسانيد « 2 » . اين برادر را از مصر به پارس فرستاده بود و علت آن حسادتى بود كه به او ميورزيد زيرا از بين تمام پارسها او تنها كسى بود كه توانسته بود كمانى را كه پادشاه حبشه به ايختيوفاژها داده بود تا دو انگشت به آخر مانده بكشد . هيچيك از ديگر پارسها نتوانسته بودند اين عمل را انجام دهند . وقتى برديا به پارس مراجعت ميكرد كبوجيه در خواب ديد كه چاپارى از راه رسيد و خبر داد كه برديا بر تخت سلطنت جلوس كرده و سر او به آسمان رسيده ، وى بر خود بيمناك شد و ترسيد كه مبادا برادرش او را بكشد و سلطنت را بچنگ آورد . پس پرگزاسپ « 3 » را كه مورد اعتماد و بيش از تمام پارسها بوى وفادار بود به پارس فرستاد تا
هامش
( 1 ) - گفته مىشود كه از آپيس سنگ قبرى باقى است كه در كمال شتاب و بطور ناقص حجارى شده و پارهاى از مورخان علت نقص اين سنگ قبر را آن ميدانند كه پنهان از پارسها و با شتاب تهيه شده است .
( 2 ) - درباره تاريخ قبل برديا رجوع شود به توضيح خارج از متن .
( 3 ) - پرگزاسپ( Prexaspe )يا پرگزاسپس( Prexaspes )از نجيبزادگان پارسى كه بامر كبوجيه مخفيانه برديا را كشت . چندى پس از اين واقعه كبوجيه كه متهم به ميگسارى شده بود براى اينكه حواس جمع خود را به اتهامزنندگان ثابت كند قلب فرزند پرگزاسپ را نشانه رفت و او را بكشت . همين كه كبوجيه درگذشت پرگزاسپ قتل برديا را بر مردم فاش كرد و خود را از فراز برجى رفيع به پائين افكند . افشاى اين راز موجب شد كه پارسها هويت واقعى بردياى دروغى را تشخيص دادند و دانستند كه بردياى واقعى مدتها قبل بامر برادر بقتل رسيده است .