تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
تاثرآور گرديده چنين استقبال ميكنند . آنها بوى توضيح دادند كه خدائى بر مردم ظاهر شده كه معمولا در فاصله زمانى طولانى ظاهر مىشود و در اين گونه مواقع تمام مصريان غرق در شادى و سرور ميشوند و جشن برپا ميكنند . كبوجيه بشنيدن اين پاسخ آنها را بدروغگوئى متهم كرد و فرمان داد باتهام دروغگوئى آنها را بقتل رسانند . 28 - پس از اينكه اين صاحب منصبان كشته شدند ، امر كرد روحانيون بحضور او آيند و آنها نيز به همان ترتيب سخن گفتند . ولى كبوجيه در پاسخ گفت كه اگر خداى شناخته شده‌اى به مصر آمده باشد خود او ميتواند آن را به خوبى تشخيص دهد . وى ديگر چيزى نگفت و به روحانيون امر كرد آپيس را بنزد او آورند و آنها نيز بدنبال آن رفتند . اين آپيس يا اپافوس بايد از ماده گاوى به دنيا آيد كه پس از آن ديگر قادر به حمل بچه ديگرى در شكم نباشد . مصريان مدعى هستند كه صاعقه‌اى از آسمان بر اين ماده گاو فرود ميآيد و از اين صاعقه آپيس در شكم او بوجود ميآيد . اين گاو جوان را كه آپيس مينامند از روى علائم زير تشخيص ميدهند : رنگ آن سياه است ولى روى پيشانى آن لكه سفيد سه گوش و بر پشت آن تصوير يك عقاب وجود دارد . پشم‌هاى دم آن مضاعف است و در زير زبان آن تصوير حيوانى نقش است . 29 - وقتى كاهنان آپيس را بنزد كبوجيه آوردند ، وى در حال خشم خنجر بيرون كشيد و خواست آن را بر شكم حيوان فرود آورد . اما خنجر به ران حيوان اصابت كرد . پس وى شروع به خنديدن كرد و به كاهنان چنين گفت : « اى گناهكاران ، آيا خدايان هم از گوشت و خون هستند كه اسلحه بر آنها كارى باشد ؟ چنين خدائى بىترديد فقط شايسته مصريان است . اما شما از اينكه مرا مسخره كرده‌ايد بىمجازات نخواهيد « 1 » ماند »
هامش
( 1 ) - از گفته كبوجيه چنين استنباط مىشود كه ادعاى مصريان را كه آپيس خداى آنها مىباشد دليل بر ماجراجوئى و حيله‌اى براى تخطئه خود دانسته زيرا براى يكنفر پارسى قابل قبول نبود كه خداوندى در قيافه حيوانات ظاهر شود ( هردوت - كتاب اول بند 131 ) و طبيعى است كه وقتى مصريان چنين ادعائى ميكنند كبوجيه آن را حمل بر روح ماجراجوئى آنها مىكند و به همين جهت از اينكه او را دست انداخته‌اند به آنها وعده مجازات ميدهد .