تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
امّا اكنون بايد خداوندان را سپاس گويد كه به فرزندان حبشه اين فكر را تلقين نكرده است كه سرزمين ديگرى بر سرزمين خود بيفزايند . » 22 - پس از اين سخن كمان را باز كرد و به فرستادگان داد . سپس لباس ارغوانى را برداشت و پرسيد كه چيست و چگونه ساخته و پرداخته شده است . ايختيوفاژها حقيقت مطلب را درباره لباس ارغوانى و رنگ پارچه‌ها بيان كردند . پس او آنانرا دروغگويانى خطاب كرد كه لباس دروغ بر تن دارند . سپس درباره زنجير طلاى پيچاپيچى كه بر گردن مينهند و درباره دست‌بندها از آنها استفسار كرد . وقتى ايختيوفاژها بتفصيل براى او بيان كردند كه چگونه با آنها ميتوان خود را زينت كرد پادشاه بخنده آمد و بتصور اينكه اينها زنجير است پاسخ داد كه در كشور او زنجيرهائى محكم‌تر از آن يافت مىشود . آنگاه دربارهء عطرها سوال كرد . ايختيوفاژها طرز تهيه و طرز استعمال آن و آغشته كردن بدن را به آن شرح دادند و پادشاه همان مطلبى را كه درباره لباس‌ها گفته بود بر زبان جارى كرد . اما وقتى به شراب رسيد و از طرز تهيه آن مطلع شد از اين مشروب بوجد آمد و دربارهء غذاى پادشاه بزرگ و حداكثر عمر مردم پارس سؤال كرد . ايختيوفاژها به او جواب دادند كه غذاى پادشاه نان است و شرح دادند كه چگونه گندم را كشت ميكنند و اضافه كردند كه حداكثر عمر انسان هشتاد سال است . حبشى در پاسخ اظهار داشت كه براى او جاى تعجب نيست كه مردانى كه با مدفوع چارپايان تغذيه ميكنند « 1 » اينقدر كم عمر كنند و مطمئن است كه اگر با اين شراب قوى قواى خود را ترميم نميكردند ( مقصود او شراب بود ) اين مقدار هم عمر نميكردند و از اين حيث آنها از حبشيان برتر بودند . 23 - فرستادگان ايختيوفاژها بنوبه خود از پادشاه درباره طرز زندگى و طول عمر مردم كشور او سوال كردند . پادشاه در پاسخ آنها گفت كه تقريبا همه مردم به سن صد و بيست
هامش
( 1 ) - بىترديد مقصود دانه گندم است كه در خاكى ميرويد كه با مدفوع حيوانات آن را تقويت كرده‌اند .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 127 | هرودت / هادى هدايتى