است ؛ چه هردوت در شرح ايالات امپراتورى ابتدا از ايالات يونانىنژاد و قسمتهاى مجاور يونان شروع كرده ، در حالى كه در كتيبه بيستون و الواح تخت جمشيد و كتيبه نقش رستم ابتدا از پارس و ايالات اطراف آن سخن گفته شده و تدريجا دامنه شرح ايالات به نواحى اطراف و اكناف رسيده و با حدود و تغور امپراتورى ختم گرديده است .
ديگر منابع يونانى
اما بفرض اينكه اطلاعات هردوت درباره سازمان امپراتورى و تعداد قسمتهاى داخلى و اسامى آن از منبعى پارسى سرچشمه گرفته باشد ، مطالبى كه مؤلف در بند 98 ببعد دربارهء بعضى از اقوام ساكن هند نقل كرده بىترديد از منابع پارسى نيست . چه از يكطرف اين اقوام و سرزمينى كه آنها در آن سكونت داشتهاند بگفته مؤلف از حدود امپراتورى وسيع پارس خارج بوده ( بند 101 ) و به علت گرماى شديد و طاقتفرساى آن احتمال نميرود كه پارسها رفتوآمدى به آنجا كرده باشند ( بند 104 ) . باحتمال زياد هردوت اطلاعات خود را در اينباره از كتب جغرافيائى و تاريخى متقدمينى اخذ كرده كه قبل از او ميزيستهاند و سپس اين اطلاعات را با مطالبى كه خود دربارهء اقوام و ايالات امپراتورى هخامنشى جمعآورى كرده تلفيق نموده و به صورتى كه در كتاب سوم ملاحظه مىشود به خوانندگان عرضه داشته است . اما در اينكه اين نويسنده متقدم چه كسى بوده و اين اطلاعات را چگونه بدست آورده نميتوان بيقين قضاوتى صحيح نمود . ولى براى روشن شدن مطلب بايد مطالب بند 98 را كه مربوط به چگونگى استخراج طلا در هند مىباشد به مطالب بند 106 كه مربوط به شناسائى حدود نهائى ربع مسكون آن زمان است مربوط كرد تا بتوان نتيجهاى گرفت .
در بند 196 هردوت به اين مطلب اشاره مىكند كه زيباترين و گرانبهاترين اشياء جهان در سرحدات ربع مسكون آن زمان وجود دارد ، ولى در مقابل بهترين آب و هوائى را كه مناسب و سازگار به حال انسان مىباشد در يونان و سرزمينهاى يونانىنژاد ميتوان يافت . اين مطلب را كه هردوت در بند 132 از كتاب اول خود نيز آشكارا درباره سرزمينهاى يونانى تأييد كرده باحتمال زياد مستقيما از يكى از آثار هكاته اخذ