بدست ميآمده است به چشم ديده ( كتاب دوم - بند 8 و 75 - ) و هنگام بازگشت از مصر در ضمن سفر دريائى در سواحل فينيقيه توقف كرده و كالاهاى عربى را كه از بنادر اين سرزمين به شهرهاى يونان فرستاده ميشده به چشم ديده و بسيارى از اطلاعات جالب خود را دربارهء عطرها و ديگر محصولات عربستان از تجار فينيقى و يا ساكنان اين سرزمين بدست آورده است . اين قسمت از مطالب كتاب سوم هردوت تنها قسمتى است كه نظير قسمت مهمى از كتاب دوم در حقيقت نتيجه و حاصل مطالعات و مشاهدات شخصى مؤلف است و اگر از اين قسمت صرفنظر كنيم ميتوان گفت كه قسمت اعظم مطالب قسمت دوم از كتاب سوم را هردوت يا از كتب متقدمين اخذ كرده و يا از دهان اين و آن شنيده است .
نتيجه
برروىهم ميتوان نتيجه گرفت كه اگر مطالب كتاب دوم هردوت اكثرا متكى بمشاهدات شخصى مؤلف و گفتگوهائى است كه او ضمن سفر طولانى و جالب خود در خاورميانه با ساكنان اين نواحى داشته ، بعبارت ديگر اگر اكثر مطالب كتاب دوم متكى به مشاهدات شخصى و فقط قسمت ناچيزى از آن باستناد نوشتههاى متقدمين بوده است ، در كتاب سوم وضع بر خلاف آنست ، چه قسمت اعظم اين كتاب در حقيقت شرح حوادث و وقايعى است كه بيشتر جنبه افسانه دارد و چون مؤلف اساس آن را غالبا از متقدمان خود اخذ كرده و خود شاهد و ناظر آن نبوده است در صحت آنها تا حدى ميتوان ترديد كرد . تنها مطالب قسمت مختصرى از كتاب سوم كه اختصاص دارد به شرح احوال كشورهائى كه در دو سوى ربع مسكون آن زمان قرار داشتهاند تا حدى نتيجه مشاهدات مسلم شخص مؤلف بوده و طبعا بيشتر قابل اعتماد و باحتمال زياد مقرون بحقيقت ميباشند .
فرق كتاب دوم و كتاب سوم هردوت در اينست كه كتاب دوم به بيان احوال سرزمين مصر اختصاص دارد و مؤلف همهجا به مشاهدات و مسموعات خود اشاره كرده و از اين حيث سندى متقن و قابل اعتماد ارائه داده و فقط قسمت مختصرى از آن اختصاص به نقل حوادث و وقايعى دارد كه مؤلف از كتب متقدمين خود نقل كرده و يا باستناد روايات