آنان مختصرى دربارهء چگونگى زندگى اجتماعى آنان سخن ميگويد ، از اين قبيل است تذكار خاطرهء مرگ در هياهوى جشنها براى اينكه حاضرين اين لحظات زود - گذر را مغتنم شمارند ( بند 78 ) ، نقل يكى از آوازهاى آنان ( بند 79 ) ، مراسم اظهار ادب و رعايت احترامات ( بند 80 ) ، شرح چگونگى لباس آنان در زندگى عادى و در تشريفات و مراسم مذهبى ( بند 81 ) ، اهميتى كه براى جادوگرى و نجوم و تفأل از روى آثار و علائم ظاهرى حيوانات قائل بودهاند ( بند 82 ) ، فقدان غيبگو بين مصريان ( بند 83 ) و فراوانى اطباء بين آنان ( بند 84 ) .
يكى از خصوصيات تاريخنويسى هردوت كه لطف و جاذبه خاصى به كتاب او داده است اينست كه مؤلف پيوسته دستخوش تسلسل خواطر خود مىشود و باصطلاح از شاخهاى به شاخهاى ميپرد . نقل يك مطلب معين او را بنقل مطلبى ديگر ميكشاند و بدين ترتيب هرلحظه از مطلبى به مطلب ديگر ميرود . مثلا بحث دربارهء فراوانى اطباء در قسمت اخير بند 84 وى را بفكر مرگ مياندازد و بلافاصله از بند 84 ببعد مطالب مشروحى دربارهء تشريفات تدفين مردگان و چگونگى صنعت موميائى اجساد و مراقبتى كه در مصر از بعضى از اجساد مينمودند نقل مىكند ( بند 84 - 90 ) . تا اينجا رشته مطالب با وجود تنوع آنها تا حدى باهم ارتباط دارد ، ولى در بند 91 مؤلف بار ديگر دربارهء مطلبى كه قبلا در بند 79 دربارهء آن سخن گفته بود بحث مىكند و دربارهء كراهت مصريان نسبت به عادات و رسوم غير مصرى مطالبى نقل مىكند و يكى از موارد استثنائى را شرح ميدهد كه اين نفرت و كراهت كنار گذارده شده است . احتمال ميرود كه مطالب اين بند را مؤلف بعد از اختتام كتاب دوم به صورت مطلبى اضافه بر آن افزوده است و يا تفسيرى بوده است كه بر حاشيه آن نوشته است .
آنچه مؤلف دربارهء مصر و مصريان از فصل 77 ببعد نقل مىكند منحصرا اختصاص دارد به مصريانى كه در قسمتهاى حاصلخيز كشور زيست ميكردند ( بند 77 ) . و چون ساكنان نواحى مردابها و سواحل دلتا با اين دسته از مصريان تفاوت داشتند هردوت در بند 92 تصريح مىكند كه اين دسته از مصريان نيز از بسيارى لحاظ از حيث
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: هرودت
ص٤٧