و براى هريك از اين دو عامل سهمى قائل ميباشم . » چنين بود پاسخى كه او به دوستان خود داد .
174 - بطوريكه نقل ميكنند وقتى آمازيس يك فرد ساده بود ميگسارى و مزاح را دوست ميداشت و هرگز مردى جدى نبود . و اگر در نتيجه ميگسارى و خوشگذرانى بىپول ميشد به چپ و راست ميرفت و دزدى ميكرد . آنهائى كه مدعى ميشدند كه اموالشان را او ربوده چون با انكار او روبرو ميشدند غالبا او را به حضور هاتفى كه هركس در نزديكى خانه خود داشت ميبردند . چه بسا كه هاتف او را محكوم ميكرد و چه بسا او را معاف ميداشت « 1 » . وقتى بعدا او بپادشاهى رسيد چنين كرد : معبد تمام خدايانى كه او را بيگناه و از دزدى مبرى دانسته بودند از نظر دور داشت و براى تعمير آنها چيزى نداد و خود براى اهداء قربانى به آنجا نرفت ، زيرا معتقد بود كه اين خدايان هاتفى دروغگو دارند و شايسته هيچگونه توجهى نميباشند . برعكس ، براى آنها كه او را دزد دانسته بودند بزرگترين احترامات را قائل شد و آنها را خدايان واقعى دانست كه پيشگوئى آنها درست و حقيقى بوده .
175 - در سائيس « 2 » براى آتنا « 3 » رواقهائى ساخت كه بسيار شگفتانگيز و شايسته تحسين است ، هم از حيث ظاهر و هم از حيث عظمت ؛ زيرا ارتفاع و وسعت اين بنا از تمام بناهائى كه ديگران ساختند بيشتر بود و همچنين است جنس سنگهائى كه در آن به كار رفته بود . و نيز مجسمههاى بزرگ و ابو الهول « 4 » هاى عظيمى كه سر مردانه
هامش
( 1 ) - بين مصريان باستان مشورت با خدايان براى كشف دزديها معمول بوده .
در كتيبهاى كه از مصر باستان باقى و ماسپرو( Maspero )خلاصهاى از آن را ترجمه كرده( Maspero : Au temps de Ramses et d'Assurbanipal , p . 68 )مشاهده مىشود كه يكى از نظارى كه بدزدى متهم شده بود به خداوند آمون مراجعه مىكند و خداوند او را بيگناه مىشناسد .
( 2 ) -Sais( 3 ) -Athena( 4 ) - مصريان باستان ابو الهول مجسمهاى را ميناميدند كه قسمتى از بدن آن به صورت انسان و قسمت ديگر به صورت حيوان بود . اين مجسمهها را كه يونانيان باستان سفنكس( Sphimx )ميناميدند و امروز در سراسر مصر بتعداد زيادى از آن باقى است غالبا با چهرهء مرد ميساختند و بسيار نادر بود كه يكى از آنها چهره زن داشته باشد . بزرگترين آنها ابوالهولى است كه در كنار اهرام ثلاثه در نزديكى قاهره قرار دارد .