مجسمه از حوضى ساخته شده كه در گذشته در آن استفراغ و ادرار ميكردهاند و پاهاى خود را در آن شستشو ميدادهاند و اكنون آنها آن را مورد پرستش قرار ميدهند .
و سپس افزود كه خود او « 1 » نيز سرنوشتى نظير آن حوض دارد و اگر در گذشته از طبقه سوم بوده امروز پادشاه آنان است . و سپس از آنها دعوت كرد كه نسبت به او احترام گذارند و رعايت احترام او را بنمايند . چنين بود راهى كه وى براى همراه كردن مصريان با خود برگزيد و آنانرا مجبور كرد كه خود را رعيت او بدانند « 2 » .
173 - روش او در ادارهء امور كشور چنين بود : از بامداد تا ساعتى كه در بازار شهر ازدحام بود تمام وقت خود را صرف رسيدگى بامورى ميكرد كه بوى عرضه ميشد .
از اين ساعت ببعد به ميگسارى ميپرداخت ، با همسفرههاى خود سربسر ميگذارد و خود را سراسر بىقيد و بىخيال جلوه ميداد . دوستدارانش كه از اين رفتار او رنجيده بودند كسانى بنزد او فرستادند و چنين پيغام دادند : « تو چنان كه بايد رفتار نميكنى و خود را زياد جلف و سبك جلوه ميدهى . تو بايد با شكوه و جلال تمام بر تختى باشكوه قرار گيرى و در تمام مدت روز برسيدگى بامور بپردازى . اگر چنين كنى ، مصريان خواهند دانست كه رئيس آنها مردى است بزرگ و شهرت تو بهتر خواهد شد . آنچه تو در حال حاضر ميكنى هرگز شايسته يك پادشاه نيست » ولى وى به آنها چنين پاسخ داد : « كسانى كه كمانى دارند ، وقتى محتاج به به كار بردن آن هستند آن را ميكشند ، و بعد از آنكه از آن استفاده كردند آن را به حال خود رها ميكنند : زيرا اگر قرار باشد كه كمان پيوسته كشيده باشد پاره خواهد شد و ديگر نخواهند توانست در صورت احتياج آن را به كار برند . وضع انسان نيز چنين است اگر قرار باشد انسان هميشه جدى باشد و در موقع مناسب به تفريح نپردازد بى آنكه خود متوجه شود يا ديوانه مىشود يا خرفت . من از اين موضوع با اطلاعم
هامش
( 1 ) - يعنى آمازيس
( 2 ) - بسيارى از مطالبى كه هردوت ضمن شرح اين افسانه نقل مىكند با عادات و رسوم مصريان باستان مغايرت دارد . از اين جمله است بىاحترامى مردم نسبت به فرعون ، دعوت مردم عوام بحضور فرعون و سخنرانى فرعون براى آنان ، شستشوى پاى ميزبانان و قرار دادن مجسمه خدايان در ميادين شهر .