163 - وقتى آپريس از اين خيانت مطلع شد ، سربازان روزمزد را مسلح كرد و بجنگ با مصريان فرستاد . آپريس با خود سى هزار سرباز مزدور از اهالى كارى و يونى همراه برد . مقر سلطنتى او در شهر سائيس « 1 » بود . اين شهر وسيع است و شايسته آنست كه آن را تماشا كرد . آپريس و همراهانش بجنگ مصريان رفتند و آمازيس و يارانش بجنگ سربازان خارجى شتافتند . وقتى هردو دسته به شهر موممفيس « 2 » رسيدند خود را براى زورآزمائى مهيا كردند .
164 - در مصر هفت طبقه « 3 » مردمان وجود دارند كه كاهنان ، نظاميان ، گاوداران ، خوكداران ، تجار ، مترجمين و ملاحان نام دارند « 4 » . چنين است تعداد طبقات در مصر ؛ و نام هريك از آنها از حرفهاى اخذ شده كه بدان مشغول هستند . آنهائى كه طبقه نظامى را تشكيل ميدهند كالازيرى « 5 » و هرموتىبى « 6 » نام دارند و به « 7 » ايالات ذيل وابستهاند ، زيرا سراسر مصر به ايالتهائى تقسيم مىشود .
هامش
( 1 ) - سائيس( Sais )از شهرهاى مصر سفلى كه در عهد باستان پايتخت خاندان سلطنتى به همين نام بود . در زمان آمازيس معبد بزرگى در آنجا بنا شده بود كه هردوت شرح و تفصيل كاملى از آن داده است ( بند 165 همين كتاب ) .
( 2 ) -Momemphis( 3 ) - اصطلاح « طبقه » در مورد مصريان باستان بايد بمعنائى تعبير شود كه در اصطلاح خارجى كاست( Caste )يعنى طبقه مسدود مينامند چه ، از اهالى مصر آنها كه در طبقهاى معين بودند از راه وراثت به آن طبقه تعلق مييافتند و در تمام مدت عمر نميتوانستند طبقه خود را تغيير دهند .
( 4 ) - طبقات هفتگانهاى كه هردوت از مصريان باستان نقل مىكند نبايد خالى از نقص باشد زيرا با گفته بسيارى از مورخين باستان تطبيق نميكند و بعلاوه از زارعين و پيشهوران كه طبقات وسيعى از مردم مصر را تشكيل ميدادهاند ذكرى نكرده .
( 5 ) -Calasiries- ظاهرا در مصر باستان اين اصطلاح را ابتدا به پيادهنظام مزدور حبشى اطلاق ميكردهاند .
( 6 ) -Hermotybies- اين اصطلاح در آغاز براى ارابهچيان سپاه به كار ميرفته
( 7 ) - هريك از واحد تقسيمات ادارى و كشورى مصر باستان را نوم( Nome )ميناميدند .
تعداد نومها در ناحيه دلتا و تب جمعا به چهل ميرسيد . علاوه بر آن پنج نوم هم در عربستان مصر و شش نوم ديگر در مشرق ناحيه مصب و هفت نوم در مغرب آن بود . اين تقسيمات تا قرن چهار بعد از ميلاد در مصر وجود داشت . بر هريك از نومهاى مصر باستان حاكمى نيمهمستقل كه عنوان پادشاه نوم داشت حكومت ميكرد .