تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
از آن مفصل‌تر سخن خواهم گفت « 1 » ولى اكنون به چند كلمه دربارهء آن اكتفا ميكنم . آپريس به لشگركشى بزرگى بر ضد اهالى سيرن « 2 » دست زد ولى با شكستى بزرگ روبرو شد . مصريان از اين شكست او آزرده شدند و بر او شوريدند . مصريان تصور مىكردند كه وى آنانرا عمدا به اين بليه قطعى سوق داده بود تا موجب تلف شدن آنان شود و خود با آسايش خاطر بيشتر بر بقيه مصريان سلطنت كند . آنهائى كه از اين جنگ بازگشتند و دوستان آنهائى كه كشته شده بودند از اين وضع خشمگين شدند و آشكارا بر او شوريدند . 162 - آپريس براى گفتگو با شورشيان و خاموش كردن آنها آمازيس « 3 » را نزد آنان فرستاد . آمازيس بنزد آنان رفت و كوشيد مصريان را سرگرم كند و شورش آنان را مانع شود . ولى در موقعى كه او سخن ميگفت يكى از مصريان كه پشت او ايستاده بود كلاه‌خودى بر سر او گذارد و اعلام كرد كه بر سر گذاردن اين كلاه درحقيقت بمنزلهء انتخاب او به پادشاهى است « 4 » . بطوريكه من حدس ميزنم اين واقعه بى رضايت آمازيس پيش نيامد و رفتار او اين موضوع را ثابت كرد . چه ، پس از - آنكه مصريان شورشى او را پادشاه خود كردند وى به تهيه تداركات براى مقابله با آپريس پرداخت . بوصول اين خبر ، آپريس مرد محترمى از اطرافيان مصرى خود را كه پاتاربميس « 5 » نام داشت نزد آمازيس فرستاد و بوى امر كرد
هامش
( 1 ) - اشاره هردوت به مطالب بند 159 از كتاب چهارم است . ولى تعجب در اينست كه مؤلف در آنجا بجز مطالبى كه در بند حاضر نقل مىكند چيزى اضافه نكرده و معلوم نيست مقصود وى از « مفصل‌تر » چيست . ( 2 ) - سيرن( Cyrene )پايتخت قديم ناحيه سيرنائيك( Cyrenaique )كه در اواخر قرن هفت قبل از ميلاد بزرگترين رقيب كارتاژ در درياى مديترانه محسوب ميشد . امروز از اين شهر جز ويرانه‌هائى بيش باقى نيست . ( 3 ) - آمازيس( Amasis )پادشاه معروف مصر معاصر با كوروش كبير كه پس از بر كنار كردن آپريس خود جانشين او شد . ( 4 ) - از مضمون بند 151 اين كتاب نيز معلوم مىشود كه در مصر باستان بين سلطنت و كلاه‌خود فلزى ارتباطى بوده و اين كلاه نشانه و علامت سلطنت شمرده ميشده . ( 5 ) -Patarbemis.