دربر داشت به معبد برانشيد « 1 » نزد اهالى ملط فرستاد تا به آپولون تخصيص داده شود « 2 » . بعد از سلطنتى كه جمعا شانزده سال طول كشيد « 3 » درگذشت و حكومت به فرزندش پساميس « 4 » رسيد .
160 - در موقعى كه اين پادشاه در مصر سلطنت ميكرد نمايندگانى از جانب اهالى إله « 5 » نزد او آمدند . اهالى إله مدعى بودند كه قواعد مسابقات المپى آنها منصفانهترين و بهترين قواعد دنيا است و به اين امر مباهات ميكردند . و عقيده داشتند كه حتى مصريان كه داناترين مردمان ميباشند بهتر از آن نميتوانند تصور كنند . پس از آنكه نمايندگان إله به مصر آمدند و علت ورود خود را بيان كردند پادشاه امر كرد داناترين مصريان در محضر او حاضر شوند . پس از آنكه اين مصريان جمع شدند ، از نمايندگان إله خواستند كه تمام قواعدى را كه در مورد اين مسابقه رعايت ميكنند شرح دهند . و نمايندگان إله بعد از - آنكه خوب موضوع را بيان كردند اظهار داشتند كه به آنجا آمدهاند تا چيز بهترى بياموزند و بدانند آيا مصريان مىتوانند چيز منصفانهترى تصور كنند . مصريان ، بعد از مشورت با يكديگر ، از نمايندگان إله پرسيدند آيا همشهريان آنها
هامش
( 1 ) - برانشيد( Branchides )نام خانوادهء قديمى از اهل ملط كه در ديدم( Didyme )واقع در نزديكى شهر ملط به خدمت در معبد خداوند آپولون مشغول بود و بعدها بوسيله خشايارشا به ناحيه سغديان كوچ داده شد . اين خانواده بانى و پايهگذار شهرى بود كه بنام آن برانشيد نام گرفت و بعدها بوسيله اسكندر كبير ويران شد .
( 2 ) - از اين مطلب معلوم مىشود كسانى كه هردوت را در جريان اين وقايع گذاردهاند دربارهء شكستى كه نخائو از بخت النصر در كركميش( Karkhemish )خورد چيزى براى او نقل نكردهاند .
( 3 ) - از 617 تا 600 قبل از ميلاد ( در حاشيه ترجمه فرانسه نسخهءBelles Lellresاين تاريخ 610 تا 594 قيد شده و ظاهرا بايد صحيح نباشد زيرا بر خلاف گفته هردوت نخائوى دوم از 617 تا 600 قبل از ميلاد در مصر سلطنت كرده است ) .
( 4 ) - پساميس( Psammis )يا پسامتيك دوم فرزند و جانشين نخائو كه از 610 تا 594 قبل از ميلاد در مصر سلطنت كرد . از وقايع مهم زمان او جنگ مصر و حبشه است .
( 5 ) - إله( Elee )از شهرهاى قديم آسيا واقع در ائولى( Eolie )- شهر ديگرى به همين نام در ايتالياى باستان وجود داشت كه بوسيله مهاجرين شهر فوسه تأسيس شده بود و مكتب فلسفى معروفى بدان منسوب است .