دارد . بقيه سلاح و تجهيزات آن قسمتى مصرى و قسمتى ديگر حبشى است « 1 » .
بر روى سينه اين مجسمهها از شانهاى به شانه ديگر كتيبهاى به خط مذهبى مصرى حك شده كه چنين ميگويد : « من به زور بازوهاى خود اين كشور را تسخير كردم » .
درباره اينكه اين مجسمه كيست و صاحب آن از كجا به اين نقطه آمده مطلبى بر روى آن حك نشده ، ولى در جاى ديگر از آن ياد شده . بعضى اشخاص كه اين آثار باستانى را ديدهاند حدس زدهاند كه اين حجارى تصوير ممنون « 2 » است ، ولى آنها اشتباه ميكنند و از حقيقت دوراند .
107 - در موقعى كه اين سسوستريس مصرى « 3 » بازميگشت و عده زيادى اسير از اقوامى كه خاك آنها را تسخير كرده بود با خود ميبرد ، بطوريكه كاهنان براى من نقل كردهاند ، وقتى در ضمن اين بازگشت به دافنه « 4 » واقع در نزديكى پلوز « 5 » رسيد برادرى كه سسوستريس مصر را بدست او سپرده بود او و فرزندانش را به ضيافت دعوت كرد . اين برادر از خارج گردخانه خود چوب انباشت و سپس بر پشتههاى چوب آتش افكند . وقتى سسوستريس متوجه موضوع شد بيدرنگ با زن خود
هامش
( 1 ) - كمان يكى از سلاحهاى معروف حبشى است ، در حالى كه نيزه يك سلاح مصرى است ( هردوت ، جلد سوم بند 21 و جلد پنجم ، بند 69 ) .
( 2 ) - ممنون( Memnon )از شخصيتهاى معروف افسانهاى عهد عتيق ، پسر تيتون( Tithon )و خورشيد سپيدهدم بود : در موقعى كه شهر تروآ در محاصره يونانيان بود پدرش پادشاه مصر بود و او را بكمك اهالى ترآو به اين شهر فرستاد و او در آن شهر بدست آشيل كشته شد . شهرت ممنون بيشتر به علت مجسمه عظيمى است كه در نزديكى شهر تب از عهد عتيق از او باقى است و بقسمى كه شايع است هرروز صبح هنگام طلوع آفتاب همين كه نخستين اشعه خورشيد بر آن ميتابد آهنگى در داخل آن شنيده مىشود كه گفته مىشود صداى ممنون است كه به مادر خود خورشيد درود ميفرستد .
( 3 ) - علت اينكه هردوت مصرى بودن سسوستريس را تصريح مىكند آنست كه مليت سسوستريس در كندهكاريهاى يونى تصريح نشده و گاه در اين كندهكارى تصاويرى از پادشاهان حبشه ديده مىشود .
( 4 ) - دافنه( Daphne )از شهرهاى كوچك آنتيوش( Antioche )در نزديكى مصر كه در عهد باستان تشريفات مذهبى بزرگى بافتخار آپولون در آن برگزار ميشد .
( 5 ) - پلوز( Peluse )از شهرهاى باستانى مصر در نزديكى پرت سعيد فعلى و از نقاطى كه مدتها دروازه نظامى مصر در جهت آسيا محسوب ميشد .