به ياد زوس خواهد افتاد . بعد از آن ، وقتى آن زن زبان يونانى را فهميد هاتفى در آن محل تأسيس كرد « 1 » . و همين زن است كه فاش كرد كه فينيقىهائى كه او را فروخته بودند خواهر او را نيز در افريقا فروخته بودند .
57 - بطوريكه من حدس ميزنم اهالى دودون به علت آنكه اين زنان خارجى بودند و زبان آنها را شبيه آواز پرندگان يافته بودند آنان را كبوتر ناميده بودهاند « 2 » ؛ ولى مدتى بعد كه آن زن توانست مقصود خود را به آنها بفهماند آنها مدعى شدند كه كبوتر بسخن آمده است . تا زمانى كه آن زن به زبان خارجى صحبت ميكرد به نظر آنها چنين ميآمد كه صداى او شبيه صداى پرندگان است . چگونه ممكن است كه يك كبوتر صداى انسان داشته باشد ؟ و علت اينكه آن كبوتر را سياه توصيف كردهاند اينست كه خواسته بودند بگويند كه زن مورد بحث مصرى بوده است « 3 » .
58 - طرز غيبگوئى هاتف شهر تب در مصر با غيبگوئى هاتف معبد دودون بسيار شبيه است . فن غيبگوئى از روى احشاى حيوانات نيز از مصر آمده است « 4 » . در هر حال ، مصريان نخستين كسانى هستند كه جشنهاى بزرگ مذهبى ملى را ترتيب دادهاند و حركت دستهجمعى دستههاى مذهبى را بدنبال خدايان و هداياى آنان مرسوم كردهاند . و يونانيان اين رسم را از آنان اخذ كردهاند . يكى از دلايل مطلبى كه گفتم اينست كه اين تشريفات در مصر از زمانهاى بسيار قديم مرسوم بوده ، در حالى كه در يونان بتازگى مرسوم شده است .
هامش
( 1 ) - اين اظهار هردوت با بعضى از نوشتههاى يونان باستان مباينت دارد زيرا بحكايت بعضى از اين نوشتهها در ادوار قديم كاركنان هاتف معبد دلف مرد بودهاند نه زن ( ايلياد ، كتاب شانزدهم ، بند 235 - سترابون ، كتاب هفتم ، بند 7 و 12 )
( 2 ) - يونانيان عادت داشتهاند زبانى را كه نمىفهميدند با صداى حيوانات مقايسه و تشبيه ميكردند و شايد افسانه كبوتران تب نيز واقعا از همين عادت آنان سرچشمه گرفته باشد .
( 3 ) - زيرا مصريان نسبت به يونانيان پوست تيرهترى داشتند .
( 4 ) - بر خلاف ادعاى هردوت مصريان باستان از اين طرز غيبگوئى به كلى بىاطلاع بودهاند .