برپا كنند « 1 » . اهالى دودون اين دستور را از جانب خداوند تلقى كردند و با اين عقيده باجراى آن پرداختند . آن زنان كاهنه اضافه ميكنند كه كبوترى كه به افريقا رفته بود به اهالى افريقا امر كرد كه هاتفى براى آمون « 2 » برپا كنند .
اين هاتف نيز يكى از هاتفهاى زوس است . چنين بود آنچه زنان كاهنه براى من نقل كردند . مسنترين اين زنان پرومنيا « 3 » و دومى تىمارته « 4 » و جوانترين آنها نيكاندرا « 5 » نام داشت . ديگر اهالى دودون نيز كه در معبد كار ميكردند با آنها همعقيده بودند .
56 - و اما عقيده خود من در اينباره چنين است : اگر راست است كه فينيقىها زنان مقدس را ربودهاند و يكى از آنانرا در افريقا و ديگرى را در يونان فروختهاند ، من تصور ميكنم كه دومى را در ناحيهاى كه تسپروتها « 6 » سكونت دارند و همان يونان امروز است كه در گذشته سرزمين پلازژ « 7 » ميناميدند به فروش رساندهاند و چون اين زن در اين ناحيه در اسارت بسر ميبرده است در زير درخت بلوطى كه در آنجا روئيده بود معبدى براى زوس برپا كرده است . طبيعى است كه زنى كه در شهر تب در يكى از معابد زوس خدمت ميكرده است در سرزمينى هم كه بدان قدم نهاده بود
هامش
( 1 ) - يكى از خصوصيات هاتف معبد دودون اين بود كه جواب خداوند را كاهنان از روى تعبير صداى برگ درختان جنگلى كه در آن حوالى بود كشف و به پرسشكننده اعلام ميكردند . وجود درخت بلوط در اين افسانه با اين وضع بخصوص هاتف دودون بىارتباط نيست .
( 2 ) - آمون( Ammon )يا آموون( Amoun )خداى مصريان باستان و حامى شهر تب( Thebes )كه معبد بزرگى در كارناك( Karnak )بنام او وجود داشته .
( 3 ) -Promeneia( 4 ) -Timarete( 5 ) -Nicandra( 6 ) - تسپروت( Thesprotes )قومى است كه در قسمت غربى اپير( Epie )ميزيسته و از نژاد پلازژ بوده است . سرزمينى كه اين قوم در آن ميزيست بعدها بنام آنان تسپروتى( Thesproties )ناميده شد .
( 7 ) - پلازژى( Pelasgie )- نام اوليه شبهجزيره پلوپونز( Peloponnese )و ديگر نواحى كه مدتها محل اقامت اقوام پلازژ بود ( رجوع شود به يادداشت بند 50 همين كتاب )