مىكند آنقدر براى اين استدلال و بحث خود اهميت قائل است كه آشكارا از آن به خود مىبالد ( كتاب دوم - بند 24 و 25 ) . مؤلف مدعى است كه علت بالا آمدن آب نيل نيروى كشش خورشيد است . باحتمال زياد هردوت اين عقيده را از ديوژن اخذ كرده است ، چه شخص اخير عقيده داشت كه تمام رودها و انهارى كه بر روى سطح زمين جارى ميباشند بوسيله يك مجراى زيرزمينى بهم مربوطند و وقتى حرارت خورشيد در نقطهاى از زمين موجب تبخير آب و كمبود آن مىشود خودبخود از مجراى زيرزمينى مقادير زيادى آب به آن سو جارى مىشود . اگر اين نظريه را صحيح بدانيم مانند هردوت به اين نتيجه ميرسيم كه طغيان آب نيل بايد در اواسط تابستان يعنى در فصلى اتفاق افتد كه منطقهاى كه سرچشمه رود در آن قرار دارد بيش از هرموقع گرم و سوزان است . ولى هردوت استدلال غامضترى درپيش گرفته و به همان نتيجهاى رسيده است كه استدلال ديوژن به آن منتهى ميشد . بطور خلاصه مؤلف عقيده دارد كه علت اينكه آب رودهاى ديگر باستثناى رود نيل در زمستان افزايش مييابد اينست كه در اين فصل باران بيشتر مىبارد و علت اينكه آب آنها در تابستان كم مىشود اينست كه شعاع آفتاب بطور عمودى بر آنها ميتابد و آب آنها را به خود ميكشد . و چون هنگام زمستان خورشيد از ميان آسمان به سمت جنوب ميرود و در جنوبىترين ناحيه آفريقا قرار ميگيرد ، از آنجا آبهاى نيل را به خود ميكشد و چون باران به قدر كافى نمىبارد آب نيل نقصان مىيابد و نيز چون فقط سرچشمه نيل است كه در افريقا است در فصلى كه ديگر آنها رو رودها بيش از هميشه آب دارند ، اين رود از همه وقت كمتر آب دارد .
اشتباه مؤلف در اينست كه اگر علت اصلى افزايش آب رودها نزول باران باشد چگونه ممكن است رود نيل كه از ناحيهاى ميآيد كه در فصلى معين بگفته خود مؤلف باران هرگز نميبارد ، در همان فصل آب آن افزايش مييابد ( كتاب دوم - بند 22 ) نقص بفان هردوت در اينست كه خود مدعى است درباره طغيان نيل در فصل گرما صحبت مىكند ، در حالى كه عملا از تقليل آب آن در ديگر فصول سال سخن ميگويد
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: هرودت
ص١٠١