تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
آنها وجود داشته‌اند ولى « مصرى » ناميده نميشده‌اند و نام ديگرى داشته‌اند . دليلى كه بر اين ادعا ميتوان اقامه كرد اينست كه در موارد بسيار اقوامى مشاهده ميشوند كه بدون اينكه تغيير قوميت داده باشند باسامى مختلف خوانده شده‌اند و هردوت خود امثله و شواهدى زياد از اين قبيل اقوام نقل مىكند . * * * كتاب دوم هردوت يكى از نمونه‌هاى تاريخ‌نويسى است كه مؤلف در آن چندان تسلسل وقايع و اشخاص را از حيث تقدم و تأخر تاريخى رعايت نكرده و محاسبه سنه‌ها و تاريخ وقايع و سلطنت‌ها را از روى دقت انجام نداده . در بند 142 مؤلف بتصور اينكه كاهنان بزرگ و پادشاهان لزوما بايد به ترتيبى كه نسل‌هاى مختلف جانشين هم ميشوند پىدرپى و پشت هم آمده باشند براى هرسه تن از آنان حداقل يك قرن فاصله قائل مىشود . ولى كمترين و ساده‌ترين توجه مؤلف به ارقامى كه خود دربارهء بعضى از سلاطين نقل كرده حقا ميبايستى او را باشتباه خود واقف كند . تعداد سالهاى سلطنت پادشاهانى از قبيل خئوپس و خفرن و ساباكوس بطوريكه مؤلف رقم آن را صريحا نقل كرده به ترتيب پنجاه و پنجاه و شش و پنجاه سال مىباشد و هرسه از حد متوسط عمر يك نسل يعنى سى و سه سال تجاوز ميكنند . در حالى كه در دورهء بعد كه پادشاهان خاندان سائيس بسلطنت رسيده‌اند پنج پادشاه جمعا در مدت صد و چهل و پنج سال سلطنت كرده‌اند و از اين قرار بطور متوسط بهريك از آنها فقط بيست و نه سال ميرسد . در بند 13 از كتاب دوم ، مؤلف دربارهء آينده خاك مصر اظهار عقيده‌اى مىكند كه قابل قبول به نظر نميرسد . وى پيش‌بينى مىكند كه طغيان پىدرپى و تدريجى رود نيل كم‌كم سطح خاك اين كشور را آنقدر مرتفع خواهد كرد كه مرتفع‌ترين رودخانه‌ها بر آن سوار نخواهند شد و در اين زمان ديگر رود نيل از بستر خود خارج نخواهد شد و سرزمين مصر از آب آن در دورهء طغيان محروم خواهد شد . مؤلف به اين نكته مهم توجه نداشته كه بنسبتى كه سطح خاك مصر تدريجا ارتفاع ميگيرد سطح بستر رود و عمق ناحيه مصب آن نيز بالا ميآيد . هردوت در جائى كه دربارهء علل و موجبات طغيان‌هاى فصلى نيل بحث مىكند