نكنند . ولى آريون نتوانست كاركنان كشتى را به قبول پيشنهاد خود راضى كند و اينان به او تكليف كردند كه اگر خواهان آنست كه قبرى در خشگى براى او بنا كنند شخصا خود را بقتل رساند و در غير اين صورت در دم خود را به دريا افكند « 1 » . وقتى آريون از ادامهء اين جدال مأيوس و نااميد شد ، از ملاحان تقاضا كرد كه چون در تصميم خود راسخاند لا اقل اجازه دهند كه او قبل از خودكشى با لباس مجلل آوازهخوانى « 2 » بر قسمت عقب كشتى قرار گيرد و آواز بخواند . ملاحان از اينكه آواز بهترين خوانندهء جهان را خواهند شنيد « 3 » اظهار رضايت كردند و از قسمت عقب كشتى دور شدند و در وسط آن قرار گرفتند . آريون لباس خود را در بر كرد ، چنگ خود را بدست گرفت و در عقب كشتى ايستاد و يك آهنگ مذهبى هيجانانگيز را سراسر نواخت و در پايان آهنگ ، با همان وضعى كه داشت ، با لباسهاى خود به دريا جستن كرد . ملاحان بادبان كشتى را بسوى كورنت كشيدند . بطوريكه نقل كردهاند نهنگى آيون را بر دوش گرفت و او را به تنار « 4 » رسانيد . پس آريون قدم بر خاك نهاد و با لباس بسوى كورنت شتافت و بمحض ورود به شهر ماجرا را براى پرياندر نقل كرد . پرياندر كه بگفتهء او باور نداشت نگاهبانانى براى مراقبت او گماشت و خود منتظر شد تا ملاحان از راه برسند . همين كه ملاحان وارد شدند آنها را بحضور طلبيد و از آنها پرسيد آيا از آريون خبرى دارند .
ملاحان پاسخ دادند كه او را در ايتاليا سالم ديدهاند و آخرين بار او را در شهر
هامش
( 1 ) - يونانيان باستان براى كفنودفن ميت اهميتى خاص قائل بودند و به همين جهت است كه كاركنان كشتى به آريون پيشنهاد كردند خودكشى كند تا آنها مقبرهاى براى او در خشگى بنا كنند .
( 2 ) - در يونان باستان نوازندگان چنگ براى جلب كردن توجه مردم مانند خوانندگان امروز توجهى خاص به آرايش خود داشتند . براى تجسم نمونهاى از اين لباس و آرايش مجسمه آپولون را در موزاژت( Musagete )بايد در نظر آورد و يا بگفتهء شخص هردوت در بند 152 مراجعه كرد كه توصيفى جالب از لباس يكى از سخنسرايان يونى كرده است .
( 3 ) - معلوم مىشود اين تبهكاران يونانى مردمانى خشن و بىذوق نبودهاند !
( 4 ) -( Tenare )- برجستگى از خاك يونان در قسمت جنوب لاكونى .