نابرادريش پانتالئون « 1 » كه از مادرى از اهل « يونى » به دنيا آمده بود ، انتقام موحشى كه پادشاه جديد از يكى از طرفداران نابرادرى خود گرفت ، تدبيرى كه اهالى شهر افز انديشيدند و شهر خود را تحت حمايت آرتميس « 2 » قرار دادند ، پيشبينىهاى نجومى تالس ملطى و كارهاى معمارى شگفتى كه از او سرزد ( بند 14 - 15 - 16 - 17 تا 22 - 92 - 26 - 75 ) .
و اما آنچه دربارهء پادشاهى ملس « 3 » شنيده و افسانهاى كه دربارهء گردش شير گرد حصار شهر نقل مىكند بطور يقين در شهر سارد از دهان مردمى شنيده است كه در آن زمان تا اندازهاى تحت تأثير تمدن يونان قرار گرفته بودند . هردوت درين قسمت از تاريخ خود از قول اهالى سارد نقل مىكند كه چگونه ملس شيرى را كه از زن غير شرعى او به دنيا آمده بود گرد حصار شهر باستثناى نقطهاى معين گردش داد ؛ چگونه آليات در زمان سلطنت خود جمعى از اقوام سيت را كه سياگزار پادشاه ماد با آنها بدرفتارى كرده بود در كشور خود پناه داد ، چگونه ساندانيس « 4 » محتاط و با حزم كوشيد پادشاه خود را از شروع بجنگ با پارسها منع كند ( بند 84 - 73 - 71 ) . هردوت ضمن نقل اندرزى كه ساندانيس به پادشاه ليدى ميدهد عبارتى در وصف اين مرد عالم و دانشمند نقل مىكند كه نشان ميدهد منبع اين خبر مردم سارد بودهاند . وى چنين مينويسد : « . . . يكى از اهالى ليدى كه ساندانيس نام داشت و به عقل و درايت و تدبير معروف بود و به علت عقيدهاى كه درين مورد اظهار داشت شهرت زيادى بين مردم ليدى دارد . . . » .
هردوت ، ضمن شرح جنگ كرزوس و كوروش ( بند 76 ببعد ) از شكست كرزوس در آن سوى رود هاليس مطلب زيادى نقل نميكند ، در حالى كه مورخان ديگر از قبيل پولين « 5 » و ژوستن « 6 » از آن فراوان صحبت كردهاند . هردوت اولين برخورد كرزوس را با سپاه كوروش
هامش
( 1 ) -Pantaleon( 2 ) -Artemis( 3 ) -Meles( 4 ) -Sandanis( 5 ) -Polyen( 6 ) -Justin