تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
در اين موقع پارس‌ها از راه رسيدند و جمعى كثير از آنان را بقتل رساندند و عدهء بيشترى از آنان را اسير كردند . فرزند ملكهء توميريس نيز كه سپارگاپيز « 1 » نام داشت و فرماندهى سپاه ماساژت را به عهده داشت از جمله اسيران بود . 212 - وقتى توميريس از آنچه بر سپاه و فرزند او گذشته بود مطلع شد كس بنزد كوروش فرستاد و چنين پيغام داد : « اى كوروش كه تشنهء خون هستى ، از آنچه رويداده هرگز مغرور مشو ، زيرا بكمك ميوهء درخت مو كه وقتى شما از آن تا گلو ميخوريد مانند ديوانه‌ها ميشويد ، بدرجه‌اى كه همچنان‌كه بتدريج در شكم شما فرو ميرود سخنان زشت بر زبان شما صاعد مىكند « 2 » ، . . . زيرا بكمك چنين سمى به حيله و نيرنگ بر فرزند من غالب شدى ، نه با زورآزمائى در ميدان جنگ . اكنون من به تو نصيحتى ميكنم و تو سخن مرا گوش دار : فرزند مرا به من باز ده و با وجود خسارتى كه به يك سوم سپاه ماساژت وارد كرده‌اى اين سرزمين را بدون مجازات ترك كن . اگر چنين نكنى من به خورشيد ، خداوند ماساژت‌ها سوگند ياد ميكنم كه هر اندازه خونخوار باشى « 3 » ، ترا از خون سيراب خواهم كرد . » 213 - وقتى كوروش از اين پيام مطلع شد كمترين توجهى بدان نكرد . و اما سپارگاپيز فرزند ملكهء توميريس ، وقتى از مستى به حال آمد و از سرنوشت شوم خود باخبر شد از كوروش استدعا كرد زنجيرهاى او را بگشايد . كوروش چنين كرد ، ولى همين كه او از بند نجات يافت و دستانش آزاد شد خود را بقتل رسانيد . 214 - سپارگاپيز به ترتيبى كه گفته شد بقتل رسيد . توميريس بعد از آنكه كوروش تقاضاى او را رد كرد تمام سپاه خود را گردآورد و بجنگ با كوروش عزيمت كرد . به نظر من اين جنگ از تمام جنگ‌هائى كه بين وحشيان درگرفته شديدتر و سخت‌تر
هامش
( 1 ) -Spargapise( 2 ) - ترجمه تحت الفظى اين عبارت اينست : « . . . همچنانكه بتدريج در شكم شما فرو ميرود ، سخنان زشت بر سطح خود متصاعد مىكند . . . » ( 3 ) - ترجمه صحيح اصطلاحى كه هردوت به كار برده « سيراب‌نشدنى » است ، ولى چون نميتوان گفت « هر اندازه سيراب‌ناشدنى باشى ، من ترا سيراب خواهم كرد » ، به نظر چنين ميرسد كه اصطلاح « خونخوار » مناسب‌تر باشد .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 285 | هرودت / هادى هدايتى