تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
پس هرچه زودتر به پارس مراجعت كن و ترتيب كار را طورى بده كه وقتى من پس از مطيع كردن اين كشور به پارس مراجعت ميكنم ، پسرت را در محضر من حاضر كنى تا از او مطالبى بپرسم . » 210 - كوروش چنين سخن گفت ، زيرا تصور ميكرد كه داريوش مشغول ترتيب دادن توطئه‌اى بر ضد او است . ولى آنچه درحقيقت خداوند قبلا به او فاش ميكرد اين بود كه او در كشورى كه بدان قدم نهاده بود « 1 » خواهد مرد و سلطنت به داريوش منتقل خواهد شد . پس هيستاسپ چنين پاسخ داد : « اى پادشاه ، هيچ مردى پارسى زنده نباشد كه بخواهد بر تو شورش كند ، و اگر چنين مردى باشد ، خدا كند كه هر چه زودتر نابود شود . زيرا تو پارس‌ها را از قيد اسارت نجات دادى و مردمانى آزاد كردى . تو كارى كردى كه پارس‌ها ، بجاى اطاعت از ديگرى ، خود بر همه فرمانروائى ميكنند . اگر در خواب ديده‌اى كه فرزند من قصد شيطانى نسبت به تو دارد ، من او را به تو تسليم ميكنم . تا هرطور كه صلاح ميدانى با او رفتار كنى . » از اين حرف هيستاسپ از آراكس گذشت و به پارس مراجعت كرد تا پسر خود داريوش را در اختيار كوروش قرار دهد . 211 - كوروش بفاصله يك روز راه از رود آراكس پيش رفت و آنچه كرزوس سفارش كرده بود انجام داد . آنگاه با افراد خوب سپاه پارس بسوى آراكس مراجعت كرد و عده‌اى از سپاهيان خود را كه سربازان خوبى نبودند در عقب بجا گذارد . ماساژت‌ها با يك سوم قواى خود رسيدند و سربازانى را كه كوروش در عقب سپاه باقى گذارده بود با وجود مقاومتى كه از خود نشان دادند قتل عام كردند . همين كه چشم ماساژت‌ها بعد از شكست دشمن به مجلس ضيافت افتاد خود را بر خوان نعمت افكندند و به عيش‌ونوش پرداختند و وقتى شكم آنها از شراب « 2 » و غذا اشباع شد بخواب رفتند .
هامش
( 1 ) - بر خلاف گفته هردوت ، از خوابى كه كوروش ديده بود بهيچوجه چنين مطلبى استنباط نميشد ، چه مطلبى كه دال بر مردن كوروش در سرزمين دشمن باشد در آن مشاهده نميشود . ( 2 ) - چون ماساژت‌ها عادت به نوشيدن شير داشتند ( بند 216 همين كتاب ) شراب طبعا طورى عقل آنانرا زايل كرده بود كه شكست آنها از پارس‌ها زياد غير منتظره به نظر نمىآيد .