در حالى كه طلا و برونز « 1 » به مقدار زياد موجود است .
216 - عادات و رسوم اين قوم چنين است كه شرح مىدهم : هريك از آنها با زنى ازدواج مىكند ، ولى همه از زنان يكديگر بطور مشترك بهرهمند ميشوند . اين رسم را كه يونانيان به سكاها نسبت ميدهند درحقيقت رسم سكاها نيست ، بلكه رسم ماساژتها است . وقتى يكى از مردان ماساژت بزنى ميل مىكند ، كمان خود را به جلوى گردونهء آن زن ميآويزد « 2 » و سپس بدون اينكه از چيزى بيم داشته باشد با او مقاربت مىكند « 3 » . در ميان اين اقوام حدودى براى سن از قبل تعين نشده ، ولى وقتى يكى از آنها خيلى پير مىشود ، خويشان او همه گرد هم جمع ميشوند و سر او را از تن جدا ميكنند و با او چند حيوان ديگر نيز ذبح ميكنند و سپس گوشت آنها را مىپزند و با آن ضيافتى ترتيب ميدهند . اين ترتيب مردن در نظر آنها بزرگترين سعادت است . اگر كسى از مرض بميرد ، او را نميخورند و در خاك دفن ميكنند و اينكه او بسن ذبح شدن نرسيده دليلى بر بدبختى او ميدانند . ماساژتها هرگز بذر نمىافشانند و با حيوانات و ماهى كه به مقدار زياد در رود آراكس يافت مىشود زندگى ميكنند و بخصوص عادت به نوشيدن شير دارند . در مورد مذهب ، فقط خورشيد را ميپرستند و بخاطر آن اسب قربانى ميكنند و علت اينكه اسب قربانى ميكنند اينست كه ميخواهند سريع السيرترين موجود از موجودات فناپذير را به سريع السيرترين خداوند از بين خداوندان تقديم كنند .
پايان جلد اول
هامش
( 1 ) - مقصود از برونز در اين عبارت فلزاتى است كه در تركيب آن به كار ميبردند مانند مس .
( 2 ) - ماساژتها مانند سكاها براى خود خانه نمىساختند و معمولا در گردونههاى خود زندگى ميكردند .
( 3 ) - اين نوع زندگى با زنان را نميتوان « اشتراك زنان » ناميد . در بعضى از قبايل عرب بطوريكه سترابون نقل مىكند اشتراك محدود زنان مرسوم بوده است ، بدين ترتيب كه مردان يك خانواده حق داشتند با زنان هم نزديك شوند . ولى بين قبايل ماساژت حتى اين اشتراك محدود هم مشاهده نميشد و آنچه بين اين قوم مرسوم بود درحقيقت اشتراك زنان نبود ، بلكه نوعى تعدد زوجات بود كه بطور نامحدود وجود داشته و هركس ميتوانسته با هر زنى كه ميل كند نزديك شود .