بسيار شديد است ، امكان ندارد آنها بتوانند با قايق در مسير آن مراجعت كنند و به همين جهت است كه كشتىهاى خود را از پوست ميسازند نه از چوب . وقتى بدين ترتيب با خرهاى خود به ارمنستان مراجعت ميكنند ، بار ديگر به ترتيب سابق قايق هاى ديگرى ميسازند . اين بود مختصرى دربارهء قايقهاى بابلىها .
195 - لباس اهالى بابل عبارتست از قبائى از كتان كه تا روى پاهاى آنها ميرسد .
بر روى اين قبا لباس ديگرى از پشم دربرميكنند و شال سفيد سبكى بر دوش مياندازند . كفشهاى آنها كه مخصوص محل است شبيه پوتينهاى مردم بئوسى « 1 » است . موهاى آنها بلند است و گرد آن عمامهاى مىپيچند . آنها تمام بدن خود را معطر ميكنند و هريك مهر و چوبدستى همراه دارند كه با دست ساخته شده و در بالاى هر چوبدست تصوير يك سيب يا گل سرخ يا شقايق يا عقاب يا چيز ديگر مشاهده مىشود . رسم آنها اينست كه هرگز چوبدستى بدون علامت مخصوص در دست نمىگيرند . چنين بود طرز لباس پوشيدن مردم بابل .
196 - و اما اكنون مختصرى دربارهء قوانين و عادات و رسوم آنها صحبت كنيم . به نظر من معقولترين اين قوانين كه شرح مىدهم همانست كه گفته مىشود نزد اقوام ونت « 2 » ساكن ايليرى « 3 » نيز معمول است . در هريك از دهات هر سال يك بار اين تشريفات برگزار ميشد : ابتدا تمام دخترانى را كه در آن سال به سن ازدواج رسيده بودند گرد ميآوردند و سپس آنها را باهم در يك محل قرار ميدادند و گرد آنها جماعتى از مردان قرار ميگرفتند . يك نفر فروشنده دختران را يكيك بلند ميكرد و آنها را بمعرض فروش ميگذارد . ابتدا از زيباترين آنها شروع ميكرد
هامش
( 1 ) - بئوسى( Beotie )يكى از نواحى يونان باستان واقع در قسمت مركزى اين سرزمين كه شهر معروف آن تب( Thebes )بوده است .
( 2 ) - ونت( Venetes ). جمعى از اين اقوام در اعماق درياى آدرياتيك در مشرق آديژ( Adige )سكونت داشتند و جمعى ديگر از آنها ساكن آسياى صغير بودند .
( 3 ) - ايليرى( Illyrie )نام ناحيهايست در شمال غربى يونان باستان كه به دو قسمت شمالى و جنوبى تقسيم ميشد .