تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
و وقتى اين يكى بقيمتى گزاف به فروش ميرفت آنكس كه از لحاظ زيبائى نفر دوم بود بمعرض فروش گذارده ميشد . اين دختران را براى ازدواج كردن با آنها ميفروختند . ثروتمندان بابل كه بسن ازدواج ميرسيدند برقابت و هم‌چشمى يكديگر زيباترين دختران را خريدارى ميكردند . مردم طبقهء سوم كه بسن ازدواج ميرسيدند ، چون بزيبائى خارجى زن توجهى نداشتند ، دختران زشت را در مقابل مختصر وجه نقد قبول ميكردند . زيرا رسم چنين بود كه وقتى فروشنده زيباترين دختران را ميفروخت ، زشت‌ترين آنها را كه حتى گاه ممكن بود دخترى عاجز و عليل باشد بلند ميكرد و آنها را نيز بمعرض حراج ميگذارد ، به اين ترتيب كه هركس حاضر ميشد با اخذ كمترين مبلغ با آن دختر ازدواج كند دختر را به او ميدادند و اين حراج آنقدر ادامه مييافت تا يكنفر حاضر شود به كمترين وجه آن دختر را قبول كند . پولى كه براى ازدواج آنها به مردان داده ميشد از راه فروش دختران زيبا بدست ميآمد و بدين ترتيب درحقيقت زنان زيبا وسيلهء ازدواج زنان زشت و عليل ميشدند . كسى حق نداشت دختر خود را بهركس كه مايل بود به ازدواج دهد و نيز كسى نميتوانست دخترى را كه ميخرد بدون ضمانت به خانه برد . خريدار مجبور بود وجهى بابت ضمانت ازدواج دختر ارائه دهد و بعد از معرفى اين ضمانت ميتوانست دختر را به خانه برد ، ولى اگر زن و مرد باهم سازش نداشتند بموجب قانون خريدار ميتوانست پول خود را مطالبه كند . هركس كه ميل داشت ميتوانست در خريد شركت كند ، حتى كسانى كه از دهات ديگر ميآمدند . از اين قرار ، مردم بابل در گذشته اين رسم پسنديده را داشتند « 1 » . ولى اين رسم امروز ديگر برقرار نيست و بتازگى مردم بابل ( براى آنكه با دخترانشان
هامش
( 1 ) - بر خلاف آنچه هردوت ميگويد ، فروش دختران جوان براى ازدواج در بابل هرگز مرسوم نبوده و هرگز مردم بابل از ازدواج دختران خود با هركس كه مايل بوده‌اند مانع نشده‌اند .