حيوانات ميكشند . قسمت عقب قايق كه معمولا پهن است و قسمت جلوى آنكه عادة باريك مىشود در اين قايقها ديده نميشود و شكل آنها مانند يك سپر گرد و مدور است . از داخل آن را با كاه ميپوشانند و سپس كالاهاى خود را در آن قرار ميدهند و با جريان آب حركت ميكنند . آنچه با اين قايقها حمل ميكنند بيشتر كوزههاى محتوى شراب فينيقيه است « 1 » . دو مرد كه در قايق ايستادهاند آن را با دو پاروئى كه به قايق متصل نيست ميرانند ، بدين ترتيب كه وقتى يكى پاروى خود را به طرف قايق ميكشد ديگرى كه در طرف مقابل ايستاده پاروى خود را از قايق دور مىكند . از اين نوع قايقها بحجم بسيار بزرگ و گاه كمى كوچكتر ميسازند و بزرگترين آنها گنجايش پنجهزار تالان دارد « 2 » . بر روى هر قايق يك خر زنده موجود است ، ولى در قايقهاى بزرگ عدهء بيشترى از آن ديده مىشود . وقتى قايقرانان به شهر بابل ميرسند و كالاهاى خود را بمردم عرضه ميكنند با صداى بلند استخوانبندى قايق و تمام كاه آن را ميفروشند و سپس پوست آن را بر دوش الاغ مياندازند و به ارمنستان مراجعت ميكنند . چون جريان رود
هامش
( 1 ) - در اينجا مقصود هردوت « شراب خرما » است . ولى اين سؤال مطرح مىشود كه بچه دليل اين شراب را به بابل وارد ميكردهاند ، در حالى كه در بابل درخت خرما بعدهء زياد موجود بود و خود اهالى با ميوهء آن مشروبى تهيه ميكردهاند ( بند 193 همين كتاب ) .
ولى درخت انگور همانطور كه هردوت خود بدان اشاره كرده است اگر كاملا ناياب نبود لا اقل مقدار آن در بابل بسيار كم بود و قاعدة بايستى شراب مو را از خارج و بخصوص از كشورهاى همسايه وارد كنند . اتفاقا كشور فينيقيه كه در مجاورت بابل بود يكى از كشورهاى موخيز بود و هردوت شخصا معتقد است كه شراب به مقدار زياد از اين كشور بخارج صادر ميشد ( كتاب سوم - بند 6 ) . حمل شراب تا پيچ رود از راه زمين انجام ميگرفت و در اين محل كوزههاى شراب را در قايق قرار ميدادند . در تمام ازمنهء تاريخى اين محل يكى از نقاط مهم حملونقل محسوب ميشد . قايقبانانى كه از نقاط دوردست با جريان فرات پائين ميآمدند ميتوانستند كالاهاى خود را در اين محل معاوضه يا تكميل كنند . اينكه كشتىهاى آنها در ارمنستان ساخته ميشد دليل آن نميتواند باشد كه تمام كالاهاى محتوى آنها نيز از ارمنستان بوده است .
( 2 ) - اگر تالان را به كمترين وزن آن به حساب امروز درآوريم ، باز اين مقدار بار براى قايقهائى كه از نى ساخته شده باشد زياد به نظر ميرسد .
( دربارهء تالان واحد وزن در يونان باستان و برابر 39 و 36 كيلوگرم امروز رجوع شود به توضيح مقدماتى دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان ) .