بابل
178 - وقتى كوروش سراسر قاره « 1 » را باطاعت خود درآورد ، به جنك با آشورىها پرداخت . در آشور « 2 » ، بدون ترديد عدهء زيادى شهرهاى مهم وجود دارد ، ولى از همه معروفتر و از همه مستحكمتر شهر بابل است كه از زمان ويران شدن نينوا مقر حكومت پادشاهى است « 3 » . اينك مختصرى دربارهء چگونگى اين شهر : اين شهر كه در دشتى وسيع واقع شده چهارگوش است و هر ضلع آن يكصد و بيست ستاد طول دارد و از اين قرار محيط شهر جمعا چهارصد و هشتاد ستاد طول دارد « 4 » . شهر بابل كه چنين عظمت و وسعت داشت ، از حيث زيبائى و تناسب بنا با هيچيك از شهرهائى كه ما مىشناسيم قابل قياس نبود . گرداگرد آن خندقى عميق و پهن مملو از آب قرار دارد . پس از آن ، ديوارى است كه
هامش
( 1 ) - در اين عبارت مقصود هردوت از « قاره » همان آسياى صغير است .
( 2 ) - در نظر هرودت آشور شامل بابل نيز بود ، چه بطوريكه ميدانيم فتح اين قسمت از آسياى قديم بوسيله كوروش بعنوان فتح بابل معروف است نه فتح آشور .
بعلاوه آشور در اين زمان درحقيقت وجود خارجى نداشت .
( 3 ) - از اين طرز بيان هردوت چنين استنباط مىشود كه پس ويران شدن نينوا همان پادشاهانى كه در آن زمان سلطنت ميكردند مقر حكومت خود را به بابل منتقل كردند ، در حالى كه چنين نيست و پس از سقوط نينوا كه در سال 612 قبل از ميلاد اتفاق افتاد آخرين پادشاه آشور به هران( Harran )پناهنده شد . بابل خيلى قبل از اين زمان خود را از قيد اطاعت آشور رها كرده بود . نبوپالاسار( Nabopalassar )كه خود را در اين شهر پادشاه خواند متحد سياگزار بود .
( 4 ) - ستاد( Stade )واحد طول در يونان باستان و برابر 177 متر و 6 سانتيمتر . لازم بتوضيح است كه اين اندازهها تا حدى اغراقآميز به نظر ميرسد . ( رجوع شود به ياد - داشت خارج از متن دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان )