96 - در آن هنگام در سراسر قارهء آسيا تمام اقوام خودمختار و مستقل بودند . ولى بار ديگر سلطه و نفوذ قومى جديد بر آنها مستقر شد و چنين است شرح اين داستان « 1 » :
در بين اقوام ماد مردى بود بسيار زيرك و باهوش كه ديوكس « 2 » نام داشت و فرزند فرااورت « 3 » بود . اين شخص كه فريفتهء بچنگ آوردن حكومت بود براى رسيدن به مقصود چنين اقدام كرد : مادها در آن زمان در چند دهكده بطور پراكنده ميزيستند .
ديوكس كه از مدتها قبل در دهكدهء خود مورد احترام و ستايش بود بادقت و علاقهاى خاص در آن قبيله باجراى عدالت و دادگسترى پرداخت . او موقعى چنين رفتار ميكرد كه در سراسر سرزمين ماد مردم نسبت به قانون احترامى قائل نبودند ، در حالى كه ديوكس معتقد بود كه حق و عدالت دشمن ظلم و بىعدالتى است . مادهائى كه در دهكدهء او ميزيستند چون شاهد طرز رفتار او بودند او را بعنوان قاضى از بين خود برگزيدند . و او كه مردى قدرتطلب بود كوشيد خود را مردى درست و پرهيزكار و عادل نشان دهد . اين رفتار موجب شد كه همشهريان او مدح و ثناى زياد از او گفتند و همهجا از او تمجيد كردند به حدى كه ساكنان دهكدههاى ديگر نيز دانستند كه ديوكس تنها مردى است كه از روى عدل و انصاف قضاوت مىكند . وقتى ساكنان دهكدههاى ديگر از اين جريان مطلع شدند ، آنها كه قبلا با احكام ظالمانهاى روبرو شده بودند با آغوش باز بجانب او
هامش
( 1 ) - مقصود هردوت اشاره باستقرار سلطهء فرااورت( Phraorte )و سياگزار و كوروش پادشاهان ماد و پارس است .
( 2 ) -Deiokes- در سال 715 قبل از ميلاد مقارن تاريخى كه هردوت براى استقرار سلطه ديوكس نقل كرده شخصى بنام ديوكو( Dayoukkou )از افسران عاليرتبه كشور مانائى( Mannai )عليه پادشاه خود كه متحد و دستنشاندهء سارگون پادشاه آشور بود شوريد . اين شورش بيشتر بتحريك يكى از پادشاهان مجاور بود كه در كشور اورارتو( Ourartou )سلطنت ميكرد . اين دو اسم يعنى ديوكو و ديوكس باهم شباهتى تام دارند ، ولى سرنوشت اين دو شخصيت باهم مختلف است ، چه بطوريكه متون كتيبههاى ميخى حاكى است ديوكو بدست سارگون اسير شد و باسارت به كشور آشور رفت ، در حالى كه ديوكس در كشور مادر به سلطنت رسيد و خاندان سلطنتى ماد را تأسيس كرد .
( 3 ) -Phraorte