سربازان براى صعود كوشش كردند ولى توفيق نيافتند . وقتى همه از اين كار منصرف شدند يكى از افراد قوم مارد « 1 » كه هيرويادس « 2 » نام داشت درصدد برآمد كه از جانب بلندى شهر « 3 » كه سرباز مراقبى در آنجا نبود به قلعه صعود كند . هيچكس بيم آن را نداشت كه آكروپول را از اين طرف تسخير كنند ، زيرا در اين طرف صخرهاى مرتفع و سراشيب و غير قابل عبور بود .
اين نقطه تنها محلى بود كه ملس « 4 » پادشاه باستانى سارد « 5 » شيرى را كه از زن غير شرعى او به دنيا آمده بود گردش نداده بود . اهالى شهر تلمسوس « 6 » چنين پيشگوئى كرده بودند كه اگر اين شير را گرداگرد حصار شهر گردش دهند ، شهر سارد غير قابل تسخير خواهد شد « 7 » . ملس امر داد آن شير را گرد حصار شهر در جهت مقابل آكرو - پول كه ممكن بود تجاوز از آنجا صورت گيرد گردش دهند و نسبت به اين قسمت از مرتفعات شهر كه به علت سراشيبى تند آن را غير قابل نفوذ ميدانست غفلت كرد و شير را در آنجا گردش نداد . اين محل قسمتى از آكروپول است كه رو به كوههاى تمولوس « 8 » قرار دارد . آن شخص كه از قوم مارد بود و هيرويادس نام داشت شب قبل يكنفر از اهل ليدى را مشاهده كرده بود كه كلاه آهنينش از مرتفعات آكروپول به زير افتاده و در جستجوى كلاه خود از همين قسمت آكروپول به زير
هامش
( 1 ) - قوم مارد( Marde )يكى از قبايل صحراگرد پارس بود ( بند 125 همين كتاب ) .
( 2 ) -Hyroiades( 3 ) -Acropole( 4 ) -Meles( 5 ) - نيكلادوداماس( Nicolas de Damas )از شخصى بنام ملس ياد كرده كه از خاندان هراكلس بوده است .
( 6 ) -Telmessos( 7 ) - شايد معناى اين افسانه آن بود كه شهر سارد در تحت حمايت هراكلس - ساندون بوده است ، زيرا شير مورد بحث به او اهداء شده بود . بر روى مسكوك شهر اسپارت نيز نقش شيرى مشاهده مىشود .
( 8 ) -Tmolos